و حصين در حدود پنج هزار نفر با او بيعت كردند .
على بن عيسى چون ازين واقعه آگاه شد ، پسر خود عيسى را با سپاهى بجنگ حمزه فرستاد ، در روز جمعه ماه شوال ( 182 ه ) بين فريقين حربى صعب روى داد ، و عيسى در حالى كه بسا از لشكريانش كشته شده بودند ، از جنگ حمزه بهزيمت رفت ، و از راه بيابان به خراسان گريخت .
عيسى كه به شجاعت و دشمن شكنى شهرت يافته بود ، درين جنگ شكستى فاحش خورد ، و آبروى خود را از دست داد ، حتى شاعرى به او چنين پيغاره گفت :
يا ابن على اين تسرى فى الفلاة * و كنت ليث الغاب قبل مرسلا
بين يدى حمزة فى قله ؟ * فصرت فى الجبن لدينا مثلا « 1 »
« اى على زاد ! درين بيابان بكجا مىگريزى ! قبل ازين ترا مانند شير نيستان مىشمردند ، در حالى كه امروز در مقابل حمزه به جبن ضرب المثل شدهيى ! »
بهر حال عيسى در كمال بىآبرويى با جمعى از مهتران و سرهنگان لشكرى خويش به خراسان گريخت ، و حمزه شهر زرنج را بكشود ، در حالى كه حفص بن عمر حاكم آن شهر نيز روى از جنگ او برتافت و بگوشهيى اندر نهان شد .
حمزه مردمان سيستان را فراهم آورد ، و ايشان را از پرداختن ماليات نقدى و جنسى بدربار بغداد بازداشت ، و خود وى در جايى قرار نگرفت ، و به مردم وعده داد ، كه ازيشان هيچگونه باژ و خراجى نستاند « 2 »
بارى حمزه بعد از تصفيهء سيستان ، روى به خراسان آورد ، و در سنه ( 158 ه ) تا بادغيس و پوشنگ رسيد ، درينوقت حكمران هرات عمرويه بن يزيد ازدى ، شش هزار لشكر خود را در مقابل حمزه فرستاد ، ولى سربازان ملى حمزه بسا از لشكريان عمرويه را بكشتند ، و هزيمت دادند ، و خود عمرويه نيز درين جنگ سر باخت .
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان 157
( 2 ) - همين كتاب 158