بود و فرمان نبرده ، پيش او آمد « 1 » و غنايم بيشمارى به فضل رسيد . « 2 »
فضل ولايت سيستان را نيز ضميمهء فرماندهى خراسان نمود ، و ابراهيم بن جبريل بختيشوع طبيب معروف را كه فرمانده نگاهبانان و قواى امنيه ( حرس و شرطه ) او بود در ولايت سيستان گماشت ، و او روز شنبه ماه ربيع الاول 179 ه به زرنج رسيد ، و با عمر بن مروان كه در سيستان سركشى كرده بود در آويخت ، و بعد از جنگى سخت برو غالب آمد . « 3 »
از اقدامات مهم ديگر فضل اينست ، كه در ايام او كابلستان و باميان نيز ضميمهء حكومت مركزى خراسان و دولت عباسى گشت و لشكريان او در كابلستان تا غوروند ( غوربند ) و باميان پيش رفتند ، و او حسن بن شير باميانرا درين فتوح خويش معاون گرفت و او را بنام جدش « شير باميان » ناميد ، و بر باميان حكومت او را برسميت شناخت .
فضل همان فرمانده لشكرى خود ابراهيم بن جبريل را با ملوك و دهقانان تخارستان و حسن شير باميان همراه ساخته ، و شهر غوربند و كوتل غوربند و سرخ بد ( سرخ بت باميان ) و درهء فندقستان را بگرفتند ، و معبد « شاه بهار » را كه شرح آن گذشت بكندند ، درينجا بتى بود كه آن را مىپرستيدند ، ابراهيم و لشكريان فاتح آن را بسوختند ، و بدين صورت شاهان سرزمين كابل به او مطيع شدند و باژ پرداختند كه عبارت بودند از :
مردم شهر كاوسان با شاه ايشان كه عفريكس « 4 » نامداشت ؟
مردم شهر مازران با ملك ايشان .
مردم شهر سرخود ( سرخ بد ) با ملك ايشان
مردم شهر كابل عظمى كه آن را جروس ميگفتند ، و اين شهر را در عصر حضرت عثمان بن عفان ، عبد الرحمن بن سمره كشوده بود ، ولى اكنون باز بسته شده ، كه
هامش
( 1 ) - هر دو كتاب مذكور .
( 2 ) - الفخرى 281
( 3 ) - تاريخ سيستان 154
( 4 ) - در اصل نقاط ندارد .