تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
قواى عباسيان گشت و خراسانيان هم بسبب نفوذ برمكيان بلخى كه همه وزيران و اهل دربار عباسى و از رجال نيرومند و معتبر دستگاه خلافت بغداد بودند ، از اشتراك خويش در امور دولت روحا اقناع شدند ، بنابر ان اكنون مركز شورش‌هاى ملى از شمال به جنوب يعنى سرزمين سيستان و رخذ ( واديهاى هلمند و ارغنداب ) انتقال يافت ، زيرا اين سرزمين نسبتا از دسترس قواى خلافت و حكمرانان عباسيان دور بود ، و بعد ازين مىبينيم كه سيستان و شواطئى هلمند مخرج و قرارگاه خارجيان ( كسانى كه بر خلاف دستگاه خلافت خروج ميكردند ) گرديده است . در حدود ( 173 ه ) كه عثمان بن عمارهء مزنى از دربار هارون الرشيد حاكم سيستان بود ، او پسر خود صدقه را با سپاهى به بست فرستاد ، زيرا درينوقت جمعى از مردم رخذ ( بقاياى هفتليان ) در واديهاى بين هلمند و سواحل ارغنداب پراگنده شده و دم از خودمختارى قديم ميزدند . لشكر صدقه در رخد با ايشان در آويخت ، و در حالى كه بسا از ايشان را كشته بودند ، رخديان هزيمت يافتند ، و صدقه براى دفع اضرار آيندهء اين مردم به سيستان نيامد و در بست مركز گرفت « 1 » درينوقت مردم بين بست و سيستان كه بر سواحل سبز و خرم هلمند سكونت داشتند نيز بر لشكريان و كارداران خلافت عباسى تاختن‌ها ميكردند ؛ و سردار اين جماعت شورشيان ملى ( تعبير مورخان عرب : خوارج ) مردى بود از اوق « 2 » سيستان موالى قيس بن ثعلبه كه نامش حصين ( به ضبط نسخهء واحدهء خطى تاريخ سيستان : حضين ) بود ، حصين در سال 175 ه بيرون آمد ، و امير سيستان عثمان بن عماره لشكرى را بمقابلش فرستاد ، ولى حصين لشكر عثمان را بشكست و تا هرات و پوشنگ و بادغيس پيش رفت . چون حكمران عمومى خراسان غطريف خطر را نزديك ديد ، داود بن يزيد را با دوازده هزار لشكر مجهز بسركوبى حصين فرستاد و حصين با شش صد مرد جنگى
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان 152 ( 2 ) - اوق از جملهء شانزده كورهء سيستان بود ( تاريخ سيستان 28 )