مخفى نماند كه معابد « شاه بهار » در افغانستان متعدد بودهاند ، كه در ان مجسمههاى شاهان را ميگذاشتند . و چون كلمه بهار بمعنى معبد و پرستشگاه بود ، و در سنسكريت به شكل و هاره موجود است ، بنابر ان بايد گفت كه شاه بهار بمعنى معبد پادشاه بود ، چنانچه مجسمههاى كانيشكا كوشانشاه بزرگ از معبد نوشال - نوشاد سرخ كوتل بغلان بيرون آمده ، و در سنه 1937 م هيئت باستانشناس موسيو هاكن در فندقستان درهء غوربند ، در چهار كيلومترى جنوب سياهگرد ، بالاى تپهيى آثار معبدى را كشف كردند ، كه از حفريات آن مجسمه يك پادشاه و يك ملكه با تصاوير رنگه ارباب انواع آفتاب و مهتاب و مسكوكات ظاهر شد ، و بقرن 6 ميلادى تعلق دارند . « 1 »
كلمهء « شاه بهار » در اثر استعمال زياد بشكلهاى مختلف و منحوت يا مخففى در امد كه ما اكنون بقاياى آن را در شيبار غزنه ، و شيبر كوتل معروف هندوكش مىبينيم و طوريكه ابو الفضل حسين بيهقى اطلاع ميدهد ، تا عصر غزنويان ميدانى بنام « شاه بهار » در غزنه موجود بود كه سلطان همواره لشكر خود را در ان سان ديدى « 2 » و اين نام تا عصر غزنويان و حدود 400 ه در غزنه باقى مانده بود ، كه شايد در ادوار قبل از اسلام در همين موقع نيز معبدى به همين نام موجود بود « 3 » .
بارى تعيين موقع اين شاه بهار كابل ، بطور قطع و يقين اكنون دشوار است ، ولى چون مورخان آن را در رديف غوربند و سرخ بت باميان ذكر كردهاند ، احتمال ميتوان داد ، كه شاه بهار كابل همين شيبرو يا جائى در نزديكيهاى آن باشد ، كه بعد ازين در احوال حكمرانى فضل برمكى هم ذكر آن مىآيد .
هامش
( 1 ) - تاريخ افغانستان 2 / 401
( 2 ) - تاريخ بيهقى 255 / 524 و غيره ، فرخى دربارهء اين شابهار غزنه گويد :« هرچه در هندوستان پيل مصاف آراى بود * پيش كردى و در آوردى بدشت شابهار( ديوان 87 )
( 3 ) - صورت مخفف شاه بهار در شيبر كنونى باقيمانده ، و چون ش در لهجههاى شرقى به خ تبديل ميگردد پس ميتوان گفت كه نام درهء خيبر ( بين وادى ننگرهار و پشاور ) نيز شكلى از همين كلمه است و اين نام از قلعهء يهوديان عربستان كه حضرت على درب آن را كنده بود نيامده است .