ناگفته نماند : كه باحتمال اغلب اين شاه بهار آتشكدهيى بود ، كه آتش مقدس زردشتى را در ان فروزان ميداشتند ، و براى اين مطلب دو دليل داريم :
نخست اينكه در آثار معبد كهنه مسجد سرخ كوتل بغلان ( حدود 160 م ) علايم وجود آتش و آتشگاه كشف شده ، و از ان پديد مىآيد ، كه اين كيش درين سرزمين باقى بود . دديگر اينست كه شاعر عربى مروان بن ابى حفصه در حدود ( 178 ه ) حكمران برمكى خراسان فضل بن يحيى را در قصيدهيى بستود ، و فتوح او را در كابلستان و خراسان مدح كرد و در بيتى به آتشهاى گمراهى در كوهستان كابل چنين اشارت نمود :
ابحت جبال الكابلى و لم تدع * بهن لنيران الضلالة موقدا « 1 »
چون به تصريح يعقوبى لشكريان فضل بن يحيى در كوهسار كابل معبد شاه بهار را بركنده و سوختانده بودند ، و اين قضيه در مردم شهرتى داشت بنابر ان توان گفت ، كه « نيران الضلاله » درين بيت اشارتى بوجود آتش مقدس در ان پرستشگاه باشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - طبرى 6 / 464 يعنى كوهسار كابل را كشودى ، و در ان براى آتش گمراهى فروزشگاهى را نگذاشتى . !
( 2 ) - در فصل 17 بند هشن جاى آتشكدهء بزرگ ( آذر فرويغ ) را در كوه روشان كابل گفته است ، ( يسنا 1 / 132 ) و در كتيبه سرخ كوتل بغلان ( حدود 160 م ) در معبد نوشاد آنجا وجود اير ( - اورپنبتو بمعنى آتش ) ثابت مىآيد ، كه اين كلمه در ان دوبار آمده است .