پيروان مقنع ميگفتند : كه روح اللّه در بو مسلم حلول كرده بود ، و او نه مرده و عودت خواهد كرد ، و آنكه منصورش كشت اهريمنى بود كه به صورت بو مسلم در امده بود ، و اين مردم كه در مرو و هراتاند بر كوكيان نامند « 1 » و بقول البيرونى تا عصر او يعنى حدود 440 هنوز هم در ماوراء النهر فرقهيى بودند كه در خفاء پيرو دين مقنع بودند ، و باسلام تظاهر ميكردند « 2 » ولى بگفتهء نظام الملك : مقنع مروزى شريعت به يك بار از قوم خويش برداشت و از اول آن دعوى كرد كه با طنيان كنند « 3 »
شهرستانى گويد مقنع كه دعوى الوهيت كرد ، در اول بر مذهب رزاميه ( پيروان رزام و قائلين به امامت حضرت على و بو مسلم و حلول روح الهى درو ) بود ، و اين طايفه صنفى از خرميهاند ، كه ترك فرايض كرده و معرفت امام و اداء امانت از اصول مذهب ايشانست « 4 »
مقنع به تمام ولايات خراسان داعيان خود را فرستاد ، و نامهها نوشت ، كه مضمون اين نامهها را ابو بكر محمد بن جعفر نرشخى چنين ضبط كرده است :
« بسم اللّه الرحمن الرحيم ، من هاشم بن حكيم سيد السادات الى فلان بن فلان : الحمد للّه الذى لا إله الا هو ، إله آدم و نوح و ابراهيم و عيسى و موسى و محمد و ابو مسلم ثم ان للمقنع القدرة و السلطان و العزة و البرهان .
به من گرويد و بدانيد كه پادشاهى مراست و كردگارى مراست و جز من خداى ديگر نيست ، و هركه به من گرود بهشت او راست و هركه نگرود دوزخ او راست » . « 5 »
هامش
( 1 ) - الفرق بين الفرق 341 و الملل و النحل شهرستانى 1 / 205
( 2 ) - آثار الباقيه 211
( 3 ) - سياستنامه 235
( 4 ) - ترجمهء فارسى الملل و النحل 113
( 5 ) - تاريخ بخارا 78