جنبشهاى ديگر تا خروج استاد سيس
از شورشهاى مردم افغانستان كه بعد از قتل بو مسلم بر خلاف سلطهء عباسيان روى داد ، سرزمين سيستان نيز بىبهره نماند ، و طوريكه در سابق گفتيم در سنه 138 ه سليمان بن عبد اللّه كندى بعد از جنگ فراه بر سيستان دست يافته بود ، و چون خبرهاى نارامى اين سرزمين به منصور رسيد ، هنادى السرى را به حكومت سيستان فرستاد .
هنادى و سليمان در جائى كه به لشكر سليمان شهرت داشت فراهم آمدند و ديدند كه آتش شورش و انقلاب در سرتاسر اين سرزمين زبانه مىزند ، و اين حركت را مردى بزرگزاده از روستاى رون و چول سيستان قيادت مىكند ، كه نام او حضين بن رقاد است ، و مردم بسيار در پيرامون او جمع شدهاند .
در سنه 141 ه هنادى سليمانرا به پيكار حضين گماشت ، او در جنگى حضين را بكشت ، و در مرزهاى رخد ( قندهار كنونى ) هم حربها كرد ، و مالى فراوان گرد آورد ، و به سرلشكر سيستان فرود آمد ، ولى بين اين دو حكمران تازى نيز موافقتى دست نداد و باهم در آويختند . مليون سيستان براى انتقام حضين ، سليمان را بگرفتند ، و از هناد ياورى كردند ، تا كه منصور مجبور گشت ، براى سركوبى هناد حكمران ديگرى را در آخر 141 ه بر سيستان گماشت كه زهير بن محمد ازدى باشد .
زهير به مجرد ورود به سيستان با هناد جنگ كرد ، و او را بكشت - و سليمانرا همانطور در بند نگهداشت ، و شجاع بن عطا را با سپاهى بزرگ به سند فرستاد ، و او در ان جا غزو كرد ، و مال بسيار و پيلان بياورد ، و چون بازآمد ، با زهير خلاف