چون نزديك رسيد ، خود عبد الجبار و براز بنده بجنگ بيرون آمدند ، ولى براز بنده در ميدان پيكار بر دست حرب كشته شد ، و قواى خراسانى هزيمت ديدند ، و كشتهگان فراوانى را در ميدان جنگ گذاشتند ، و عبد الجبار به راه زم گريخت و در پنبه زارى درامد ، و عبد الغفار بن صالح طالقانى او را با دبيرش معاويه بگرفت و به مجشر بن مزاحم سپرد ، تا بحضور منصور برده شد ، و در قصر ابن هبيره دست و پاى او را بريده و گردنش بزدند و بازماندگان او را به جزيرهء دهلك بحيرهء عرب نفى كردند ، و اين هزيمت براز بنده و عبد الجبار روز شنبه 6 ربيع الاول سال 142 ه بود .
چون اين شورش فرونشست ، خازم بن خزيمه بمرو آمد ، و حرب را به هرات و طالقان فرستاد ، و حسن بن حمران را به تصفيهء بلخ و زم و سواحل آمو گماشت ، كه او را هم بقاياى شورشيان خراسانى بكشتند « 1 » .
المهدى ولى عهد خلافت تا سال 144 ه در خراسان به تصفيهء امور باقى ماند ، و در همين سال در قرماسين بحضور پدر پيوست ولى در خراسان حكمرانى بنام ابو عون عبد الملك بن يزيد از طرف منصور حكم ميراند ، كه در سنه 143 ه بمرو رسيده و تا هفت سال ديگر ( 149 ه ) درينجا ماند .
هامش
( 1 ) - زين الاخبار خطى ورق 73 ب . طبرى 6 / 150 ببعد ، البلدان يعقوبى 63