پرش به محتوای اصلی

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحه 282

پدیدآورندگان:

ص۲۸۲
منصور بيعت گرفت ، و نامه‌يى را با بيعت بوسيلهء محمد بن حصين عبدى به مكه فرستاد ، و درينوقت كاروان حجاج در زكيه نام منزلى قيام داشت ، كه نامه‌هاى عراق برسيد ، و درينجا با منصور بيعت كردند ، كه ابو مسلم نيز بيعت كرد ، و خلافت منصور را پذيرفت . « 1 » در روشن ساختن وضع سياسى دربار عباسى و موقف بو مسلم كه منجر به قتل او گرديد ، اين تصريح نويسندهء مجمل التواريخ و القصص خواندنى و شنيدنيست كه گويد : « بو مسلم سليمان بن كثير را كه سر همه داعيان بود ، و مردى بغايت بزرگ ، به سخنى خوارمايه كه ازو بازگفتند ، پيش مجلس بفرمود كشتن بحضور ابو جعفر المنصور ، و سخت عظيم بزرگ آمد منصور را آن حالى ، و سوى سفاح بازگشت و كينهء ابو مسلم اندر دل گرفت و گفت : اين مرد بدين دستگاه و فرمان اگر چنانك خواهد اين كار را از ما بگرداند و ديگرى را دهد . و اين باب سفاح را بگفت و آغالش همىكرد ، كه تا بو مسلم را نخوانى و نكشى كار تو استقامت نگيرد . . . بشتاب به كار بو مسلم و اگر نه اين كار از ما بگرداند ، و هرچ خواهد تواند كردن با اين شوكت و عظمت كه من او را مىبينم . و در سال صد و سى و شش بو مسلم دستورى خواست كه به حج رود ، و بيامد و سفاح را بديد ، و خدمت كرد ، و ابو جعفر المنصور شتاب برگرفت ببرادر و گفت : ازين بهتر تو او را كجا يا بى ؟ سفاح گفت : چون شايد اين سخن ؟ و مردى كه همهء جهان ما را صافى كرد
پاورقی
( 1 ) - طبرى 6 / 122 يعقوبى 2 / 364 ، الكامل 5 / 219
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحه 282 | عبد الحي حبيبى