و پدر همين شاعر كه يسار نامداشت ، به آل مروان چنان به نظر نفرت ديدى ، كه هنگام مرگ بجاى كلمه توحيد گفتى : خداوند مروان را لعنت كناد « 1 »
بشار بن برد شاعر نابيناى تخارستانى ، كه بجرم ارتداد در سنه 167 ه كشته شد ، كار را درين تعصب ملى به جائى رسانيده بود ، كه علنا بر ضد روح اسلام شعر سرودى و به كردار پيروان كيش زردشت آتش را پرستيدى و گفتى :
الارض مظلمة و النار مشرقة * و النار معبودة مذ كانت النار « 2 »
« زمين تاريك و آتش روشن است ، و بنابرين تا آتش است در خور پرستش است . »
دوم : اعراب فاتح از اكثر سرزمينهاى مفتوحه خويش اسيرانى را گرفتند كه آن را ( موالى ) گفتندى ، اين مردم در دودمانهاى عربى به صورت ( ولاء ) داخل شدند ، و به همان عشاير تازى نسبت يافتند كه در ان كلان شده و پرورش ديده بودند ، و در كتب تاريخ و رجال بسا ازين اشخاص را مىيابيم ، كه ايشان را فهرى يا تميمى يا مضرى با لولاء گفتهاند . « 3 » و اين خود دليل است برينكه ( موالى ) از نعمت نسبت به مليت خويش محروم بودند . اين مردم در دستگاه حكومتى مانند امويان كه اساس كار خود را بر تعصب عربيت و سياست نژادى گذاشته و با روح قبيلوى عربى سخت وابستگى داشتهاند ، شكنجهها و آزارها و تحقيرها ديدندى ، و حرمانى را از حقوق انسانى خويش حس كردندى ، كه نتيجهء چنين اوضاع دشمنى با تازيان بود و اين مردم تحقير شدهء ذليل را به حفظ شان و مقام گذشتگان خود برمىانگيخت ، و ميكوشيدند تا آنچه را در مقابل تسلط عرب از دست دادهاند بازگردانند .
عمال و كارداران دولت اموى همواره هزاران نفر بردهگان سياه و سپيد را از سرتاسر كشور وسيع اسلامى در بدل خراج و ماليات دولتى بدربار امويان فرستادندى « 4 »
هامش
( 1 ) - ضحى 1 / 31
( 2 ) - تاريخ ادبى ايران از براون ترجمهء فارسى 1 / 387
( 3 ) - المعارف ابن قتيبه 197 طبع قاهره 1300 ق
( 4 ) - مروج 3 / 354