به فاصلهء 15 تا 20 متر روبروى هم روى زمين مىنشستند . " استاد " در ميانهء " داو " « 1 » بازى در جاى بلندترى در كنار " داو " مىنشست و سخنانى موزون و مقفّى با آهنگى ضربى و صداى بلند بر زبان مىراند . اين سخنان كه به يك " سر صوت " شباهت داشت با اين " لخت " آغاز مىگشت :
" االوبالو هى
alu balu hey
" ( آلبالو هى ) .
هر لختى را كه " استاد " از اين " سر صوت " مىخواند . بچّهها همه باهم با صداى بلند و با همان آهنگ در پاسخ او مىگفتند : " اى هى اى هى
i hey i hey
" آن سروده اينست :
االوبالو هى /
alubalu hey
: / آلبالو هى
زردالو هى /
zardalu hey
: / زردآلو هى
شفتالو هى /
saftalu hey
: / شفتالو ( هلو ) هى
قلمتراش /
qalam teras
: / قلمتراش
توكارد آش /
tukarde as
: / توكارد آش
ورلوّ بانى /
var low boni
: / بر لب بامى ( بر لب بام هستى ) .
كفتر پرانى /
kaftar paroni
: / كبوترپرانى [ مىكنى ] .
استاد بازى وقتى كه لخت آخر را بر زبان مىراند با دست راست خود به دستهاى كه در سمت راست او نشسته بودند اشاره مىكرد و مىگفت : " بگير و ب . . . " و با دست چپش دستهء سمت چپى خود را نشان مىداد . بچّههاى سمت راست برمىخاستند و با دو به طرف دستهء مقابل مىرفتند و هركدام بچهء روبرويى خود را مىگرفت و بر كول و پشت او سوار مىشد . بچّههاى سمت چپ موظّف بودند " سواران " خود را تا جايى كه قبلا نشسته بودند به كول بكشند و با سرعت ببرند و برگردانند و جاى خود را به آنان بدهند ، بدين ترتيب جاى نشستن بچّهها عوض مىشد . وقتى كه بچّهها مىنشستند " استاد " دوباره بازى را شروع مىكرد و همان برنامه تكرار مىشد . پس از آنكه دو بار اين برنامه اجرا مىگشت بازى تمام مىشد مگر آنكه مىخواستند آن را تكرار نمايند در اين صورت معمولا " استاد " بازى را عوض مىنمودند . اين بازى را به نام نخستين لخت سرودهء بازى " االو بالو هى
alu balu hey
" مىناميدند . پايان و پاداش اين بازى شباهت به بازى « سر درختى پادرختى » دارد . « 2 »
هامش
( 1 ) . " داو " در گويش بيرجند دوّdow" فراگو مىشود و به چند معنى بهكار مىرود : 1 - نوبت در بازى و قمار و . . . 2 - ميدان و صحنهء بازى ، كشتى ، رقص و . . . 3 - ادّعا و دعوى كردن و . . .
( 2 ) . نك : " سردرختى پادرختى " . شماره 56 . صص 551 - 550 .