گاوش ببر هندستون gaveso bebar hendestun * يك زن كردى بستون yak zane kordi bestun
اسمش بزار امقزى esmeso bezar amqezi * دور كلاش قرمزى dowre kolas qermezi
اچين مچين acino macin * يك پات واچين yak pato vacin
آخرين كلمهء سروده كه به پاى بچّهاى مىرسيد او بايد آن پايش را تا بزند و در زير نشيمن گاه خود پنهان كند .
" استاد " بازى را به همان ترتيب ادامه مىدهد تا وقتى كه بجز پاهاى خودش تنها يك پاى يك بچّه دراز بماند . آن بچّه برندهء اين بازى است و نقش " استاد " را در دور بعدى بازى به عهده مىگيرد . اين بازى كه اكنون هم معمول است از جهاتى شباهت با " اتك متك " و از جهاتى همانندىهايى با " تل تل تى تل پا " دارد . « 1 »
7 - ارّادهگلانى « 2 »
arrade galoni
( ارّادهگردانى ) :
" ارّاده " كه تلفّظ گويشى واژهء " ارّاده " فارسى است در گويش بيرجند به معنى " چرخ " است مانند چرخ گارى ، درشكه ، دوچرخه ، اتومبيل و . . . و بچّهها آن را به حلقههاى بزرگ " چرخ " مانندى ( فلزى ، سيمى ، لاستيكى ، پلاستيكى ، چوبى . . . ) مىگفتند كه از آن به عنوان يك " اسباب بازى " استفاده مىكردند و با " قل " دادنش به جلو و گرداندن و راندن به پيش ، خود در دنبال يا در كنار آن مىدويدند . " ارّاده " را با سه وسيله به حركت در مىآوردند و " قل " مىدادند ( مىگلاندند ) : يا با دست به آن ضربهاى وارد مىكردند و يا با يك چوب ( يا ميلهء فلزى ) و يا با " دنده " . « 3 » ارّادهگردانى بازى پسران بود .
8 - ارقچى پى كونك
araqci pey kunak
( عرقچين پىكونك ) :
در اين بازى چند بچّه جمع مىشدند و بزرگترين يا زرنگترين آنان به عنوان " استاد "
هامش
( 1 ) . نك : شمارهء 5 . ص 520 و شماره 32 . صص 541 - 540 .
( 2 ) . گلنده [ ن ] / گلانده [ ن ]galonde [ n ] / galonde [ n ]" يعنى " قل " دادن .
( 3 ) . " دندهdande" ( دنده ) : ميله يا تسمهء آهنى باريكى بود به طول تقريبى نيممتر كه يك سر آن را خم مىدادند و منحنى مىكردند و قسمت خمشده را به " ارّاده " مماسّ مىكردند و سر ديگر ميله را به دست مىگرفتند و با آن " ارّاده " را به جلو مىراندند .