تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
به نحوى كه اگر يكى از آنها را آتش مىزدند آتش به شاخه‌هاى ديگر سرايت مىكرد و موجب احتراق آنها مىگشت و چنين به نظر مىرسيد كه درخت يكباره آتش گرفته است و منظره‌اى بديع پديد مىآمد .
6 - 1 - فشفشونك
fesfesunak
( فشفشه ) : فشفشه‌اى بود كه پس از آتش خوردن مارپيچ در هوا پيش مىرفت و ذرّات آتش را به اطراف مىپراكند از آن صدايى چون " فش‌فش " برمىخاست تا وقتىكه موادّ آن تمام مىشد و فرو مىافتاد .
7 - 1 - قمباره
qombare
( خمپاره ) : خمپاره گونه‌اى بود همانند گوى ( توپ ) بازى كه درون آن را با موادّ محترقه مىانباشتند و آن را آتش مىزدند و به هوا پرتاب مىكردند : " قمباره " در هوا منفجر مىشد و آتش‌فشانى مىكرد . " قمباره " دو نوع بود : يكى نوعى بود كه آن را با ذرّات ريز زغال آغشته به باروت پر مىكردند و هنگامى كه در هوا منفجر مىشد ذرّات ريز آتش زردرنگ به اطراف خود مىپراكند . نوع ديگر را با گلوله‌هاى محترقهء رنگين ( بويژه سفيد و قرمز ) پر مىكردند كه پس از انفجار آن گلوله‌ها در هوا پخش مىگشتند و بلافاصله محترق مىشدند و مانند ستاره‌هايى رنگارنگ به زمين فرو مىريختند ولى به زمين نارسيده خاموش مىشدند .
2 - ااخن [ د ] بازى
axon [ d ] bazi
( آخوندبازى ) : در اين بازى تعدادى پسر يا دختربچّه ( يا هر دو ) دايره‌وار مىنشستند و بزرگترينشان را به عنوان " ااخن [ د ] " ( معلّم مكتبخانه ) برمىگزيدند و او نقش استادبازى را به‌عهده مىگرفت و با دست و سر و گردن يا چشم و ابرو و دهان حركاتى مىكرد و يا صداهايى برمىآورد و گاه كلمات و جملاتى آهنگين بر زبان مىراند و همهء بچّه‌ها ( شاگردان ) اعمال و حركات او را تقليد مىنمودند و صداهايش را تكرار و سخنانش را بازگو مىكردند . او پيش از هر حركت يا سخنى مىگفت : ااخن گفته
axon qofte
( آخوند گفته ) و بچّه‌ها آن را تكرار مىكردند و حركتى مىكرد كه بچّه‌ها نيز همان ادا را درمىآوردند از اين قرار : ااخن گفته
axon gofte
: آخوند گفته . همچى كنى
hamci koney
: همچين بكنيد . هرك همچى نكنه چو مخره
har ke hamci nokone cu moxore
: هركه همچين نكند چوب مىخورد . * * * ااخن گفته
axon gofte
: آخوند گفته .
بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 517 | جمال رضايى