و بيشتر در جشنهاى مذهبى - بويژه در شب نيمهء شعبان ( شب تولّد حضرت امام زمان ( عج ) - اجرا مىگشت « 1 » و انواع مختلف و ابزارهاى گوناگون داشت بدين شرح :
1 - 1 - پاچه خزانك
pace xazonaK
( پاچه خزانك / پاچه خيزك ) :
پاچه خزانك ( پاچه خيزك ) فشفشهاى بود پر از موادّ آتشزا « 2 » كه وقتى آن را آتش مىزدند بسرعت روى زمين حركت مىكرد و مارپيچ پيش مىرفت و ذرّات آتشى را كه از آن خارج مىشد به پيرامون خود مىپراكند تا زمانى كه موادّ آن بتمامى مىسوخت و خاموش مىگشت .
2 - 1 - ترقّو
teraqqu
( ترقّه ) :
مقدارى موادّ منفجره را در محفظهاى كاغذى يا مقوّايى مىريختند و در آن را مىچسباندند .
وقتى كه اين بازيچه را محكم به زمين يا ديوار مىزدند آتش مىگرفت و دودى از آن برمىخاست و صداى ناگهانى بلندى مانند " ترقّست
teraqqast
" از آن بلند مىشد به همين جهت به آن " ترقّو " مىگفتند ( همچنانكه در فارسى به آن " ترقّه " مىگويند ) . " ترقّو " اسباببازى بچّهها و نوجوانان بود چنان كه اكنون نيز هست و پيش از جشن نوروز ( بويژه در شب چهارشنبه سورى ) وسيلهء تفريح و سرگرمى آنانست ، هرچند گاهى موجب خسارت و جراحاتى نيز مىگردد .
3 - 1 - تير هوا
tire hava
( تير هوا / تير هوايى ) :
فشفشهاى بود پر از موادّ محترقه به شكل " تير " دراز و باريك كه پس از آتش خوردن در هوا به بالا پيش مىرفت و ذرّات آتش را به اطرافش مىپراكند تا وقتى كه موادّ آن بتمامى مىسوخت و به زمين مىافتاد .
4 - 1 - چرخ فلك
carxe falak
( چرخ فلك ) :
چرخى بود كه پرّههاى متعدّد مانند شعاع داشت و آنها را با موادّ آتشزا مىاندودند و مىپوشاندند . اين چرخ بر روى پايهاى چوبى نصب بود و با آتشزدن يكى از پرّهها بقيّهء آنها نيز آتش مىخوردند و چرخ بسرعت به دور خود مىچرخيد و ذرّات ريز آتش به گرداگردش پخش مىشد و هنگامى كه همهء موادّ آن مىسوخت از حركت باز مىايستاد .
5 - 1 - درخت ااتشى
deraxte atesi
( درخت آتشى ) :
درختگونهاى از چوب و تخته مىساختند و روى شاخههاى آن موادّ آتشزا مىچسباندند
هامش
( 1 ) . در شب نيمهء شعبان جشن بزرگ و باشكوهى در حسينيّهء شوكتيّه ( امام رضاى كنونى ) برپا مىگشت كه آخرين برنامه آن " آتشبازى " بود . آتشبازى روى بام طبقهء دوّم حسينيّه - در گوشهء شمال شرقى - انجام مىگرفت .
( 2 ) . موادّ آتشزا ( محترقه ) كه در تهيّهء اين لوازم آتشبازى مورد استفاده واقع مىشدند عبارت بود از : باروت ، گوگرد ، زرنيخ ، خاكهء كوبيده و نرم زغال و . . .