تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة ديباچه 2

مساهمون:

صديباچه ٢
و نمونه‌هاى صنايع ادوار پيش از تاريخ كه مربوط به هزارهء چهارم پيش از ميلاد مسيح به بعد است در سينهء تپّه‌ها و دل كوهساران و دامان دشت و هامون آن وجود دارد كه شمّه‌أى از آنها را در كاوشهاى علمى گوناگون بدست آورده‌اند « 1 » ، در دوران عيلاميان نيز همين سرزمين ( يا لا اقل قسمتهاى غربى و جنوبى و مركز آن ) قسمت شرقى كشور عيلام بوده نقوش برجستهء آنزمان در كوهستانهاى پارس « 2 » گواه بسط تمدّن عالى اصيل ايرانى و بس قديمى مزبور در آن سامان است . بقاياى كاخهاى معظم هخامنشى در پاسارگاد و تخت جمشيد و ساختمانها و آرامگاههاى گوناگون همان دوران در ويرانه‌هاى استخر و نقش‌رستم و قصر ابو نصر و فرمشگان و سروان ( خاك ممسنى ) و گور دختر ( سر مشهد ) و نشانه‌هائى ديگر از فعّاليّتها و ساختمانهاى آنعهد در نقاط پراكندهء فارس « 3 » مىرساند كه سرزمين پارس و مهد شاهنشاهان هخامنشى در دوران اين سلسله چگونه راه آبادانى و شكوه و جلال را مىپيموده است . پس از آتش‌سوزى اسكندر در تخت‌جمشيد تا طليعهء شاهنشاهى ساسانيان آثار و ابنيهء زيادى در خاك فارس سراغ نميرود - بناى مهمّى كه از عهد اشكانى تاكنون در اين استان تاريخى شناخته‌ايم برج نورآباد است و آنچه از روى قرائن برميآيد نقش برجستهء موجود در قدمگاه واقع در ناحيهء كارزين ( مذكور در صفحهء 103 متن كتاب ) نيز احتمالا به عهد اشكانى تعلّق دارد كه اميد ميرود مانند بسيارى از آثار ناشناس و پوشيده ماندهء فارس با كوشش و علاقهء عناصر باذوق مورد بازديد و بررسيهاى علمى قرار گرفته وضع آن بر خلاف گذشته روشن گردد . باتوجّه باينكه بقاياى ابنيه و آثار عهد اشكانى كه تاكنون در قسمتهاى ديگر كشور ايران مورد اطّلاع است بيش از چهار يا پنج عدد نيست طبعا نبودن آثار چندانى
هامش
( 1 ) بصفحات 14 و 16 - 18 و 20 و 45 - 47 و 84 و 221 و 319 و 5 - 364 مراجعه شود . ( 2 ) بصفحات 37 و 40 و 8 - 137 و 142 و 219 و 8 - 334 و 400 و 451 مراجعه شود . ( 3 ) بصفحات 17 و 19 و 43 و 101 و 6 - 365 و 414 و 7 - 416 مراجعه شود .