شمالغربى موزهء پارس بر روى ديوار نصب گرديده است ، تمام كاشيهاى ازاره به شكل مسدّس بوده هر بدنهء آن در وسط يك ترنج معرّقكارى داشت ، كاشيهاى ششضلعى ازارهها نيز به همان ترتيب در سال 1315 بشيراز حمل گرديده قسمتى براى بدنهء اطاق سابق الذكر در موزهء پارس و قسمتى نيز در بدنهء اطاق خدايخانهء مسجد جامع عتيق ( كتابخانهء فعلى خداخانه ) به مصرف رسيده است . پائين اين كاشيكارى يك حاشيهء معرّقكارى بوده كه هماكنون قسمتهائى از آن موجود و حكايت از كاشيكارى عالى سابق آن مينمايد ، تمام ديوارهاى اطراف با سنگهاى ميخكى از پائين به بالا ساخته شده بود كه فعلا مقدارى باقى و بقيه منهدم شده و از بين رفته است و شايد اگر تلّ دور تا دور مقبره را حفّارى كنند بسيار از اين ميخكىها يافت شود كه در دلخاك نهفته است ، مخصوصا نماى هفت و پنج جبههء خارجى ضلع غربى بنا سنگكارى عالى داشته كه سنگهاى ميخكى پاكتراش قسمتى از آن بجا و قسمتهائى از آن ريخته است و بطوريكه گذشت چهبسا كه در زير تودهء خاك اطراف قطعاتى از آن پيدا شود .
سنگهائى كه به كار رفته است سفيد و از نوع سنگهاى سفيد جهرم مىباشد كه جهت نماسازى عمارات شيراز هم ميآورند . « 1 »
سردرب عالى آنكه بارتفاع 8 تا 9 متر است هنوز باقى و برجاست و گنبد گردى كه با آجر ساخته شده سالم و باقى است از خارج روى آجركارى گنبد سنگهاى ميخكى را مانند جاى پا بطور مرتّب كار گذاشتهاند كه معلوم ميگردد قصد كاشيكارى بعدى گنبد را داشتهاند .
محراب آن به بلندى سه متر و پهناى دو متر ويرانى بسيار يافته و آنچه از كتيبههاى كاشيكارى معرّق آن باقى بود در موزهء پارس نصب و قسمتهاى كسرى آن
هامش
( 1 ) آنچه از توصيف بنا و توضيحات مذكور برميآيد بقعهء خليفه بناى باشكوهى از قرن هشتم و نهم هجرى بوده از لحاظ سبك بنا و تزيينات كاشى و روكارى سنگى ظريف نمونهء برجستهء معمارى و هنرى بشمار ميرفته متأسفانه مورد بىمهرى روزگار و بىتوجهى قرار گرفته است و اميد ميرود موجبات تعمير اساسى و حفظ نفائس موجود و پيدايش آثار هنرى نهفته آن واداى حق چنين اثر متبرك ملى فراهم آيد .