اشعارى كه بر روى سنگ قبر او نوشته شده است بسيار شيوا و محكم حاوى نكات نغز حماسى و ادبى بوده دوست دانشمندم آقاى على سامى آنها را استخراج و ارسال فرمودهاند كه با عرض سپاسگزارى از ايشان ذيلا بنقل آنها مبادرت مىشود : « 1 »
دريغ از جهان كرم ايلخان * كه بگرفت نامش به مردى جهان
برآرندهء نام مردى به ماه * فروزندهء روى ايران سپاه
فزايندهء نامهء پهلوى * ز بختش جهان كهن را نوى
خرد با دليرى بهم داشته * هنر بر هنر درهم انباشته
بفر از نياگانش برده گرو * ز شاخ كهن بگذرد شاخ نو
درفشى كه بردى ز نامش نشان * فروزنده چون اختر كاويان
به تنداب شمشير و راى درست * ز كشور همه زنگ آشوب شست
همه ملك پروردهء نام اوست * بهر سفرهاى نانى از خوان اوست
سپهر از شكوهش شد انديشه ناك * برانگيخت مكرى و كردش به خاك
بسوگش جهانى گريبان دريد * بلند آسمان تا بدامان دريد
ز بس كز غمش جان تركان بتاب * خروش آمد از گور افراسياب
ز مرگش جهانى دلآشفته شد * سر بخت ايرانيان خفته شد
دريغ آن برو برزو بالاى او * كه در روى گيتى نبد جاى او
بر او از بزرگى همان تنگ گشت * بمينو خراميد ازين تنگ دشت
بن كوه شد دخمهء پهلوان * كه كوه از بلنديش دارد نشان
نهان شد بكوه آن تن پرشكوه * شگفتى بود آسمان زير كوه
روانش بباغ جنان شاد باد * ز يزدان بجان وى آباد باد
برو دخمه بادا چو خرّم بهشت * بهشتى بود مرد فرّخ سرشت
جهانى سراسر پر از نام اوست * نميرد كسى را كه نام نكوست
بتاريخ او خستهدل داورى * شب رفته جست از خرد ياورى
يكى سربرآورد كرد اين رقم * بمرد ايلخانى جهان كرم
1266
هامش
( 1 ) آقاى سامى اشاره نمودهاند كه اشعار مزبور در صفحهء 643 ديوان داورى فرزند وصال مندرج است .