آن در امور دينى و دنيوى قاطع و كامل است . بنابراين براى اولين مرتبه قرآن و مسائل مربوط به آن از قرائت و تجويد و شأن نزول آيات و قصص و حكايات و احكام و تفسير و متشابهات مورد توجه قرار گرفته ؛ دانشمندان راجع به هر يك از مطالب فوق تحقيقات جامعى كردند و كتابها نوشتند و چون برخى از مطالب آن مورد اختلاف قرار گرفت « مانند خلق قرآن » هر يك از دانشمندان در ردّ عقيدهى ديگرى و اثبات نظريّهى خود محتاج به بيان دلايل بود . بدين ترتيب مطالعه قرآن عميقتر و اصولىتر شد ، گاهى دامنهى اين اختلافات جنبه دولتى مىيافت يعنى خليفه زمان تحت تأثير يكى از اين آراء و عقايد قرار گرفته و در صدد آزار و اذيت مخالفين برمىآمد .
از ديگر علوم مربوط به قرآن « علم الحديث » بود . در زمان حيات پيغمبر اكرم ( ص ) مردم آنچه مىخواستند مستقيما از آن حضرت مىپرسيدند يا كسانى كه درك محضر آن بزرگوار را نموده بودند ( صحابه ) از قول حضرتش نقل مىكردند و تقريبا اختلافى در بين نبود .
هنگاميكه پيغمبر اكرم ( ص ) رحلت فرمودند و موضوع جانشينى آن حضرت بدان گونه كه در تواريخ مسطور است ، از محور اصلى خارج شده و خلفاى ثلاثه يكى پس از ديگرى روى كار آمدند ، براى پيشبرد اهداف و كارهاى خود دست به تبليغات دامنهدارى زده و عدّهاى را گرد خود جمع نموده و به نفع خود شروع به فعّاليّت نمودند .
هنگاميكه معاويه وارث بلامنازع خلافت اسلامى شد ، اختلاف و نفاق بين طرفداران حضرت على عليه السلام و خلفا ، اساسىتر و ريشهدارتر شد . معاويه با پول و رشوه ، عدهاى را در اطراف خود گرد نمود كه شروع به جعل حديث كردند ، از اين رو علم حديث نيازمند تعمق و تأمل بيشترى شد . در زمان خلفا ، صحابه عموما
اصفهان دار العلم شرق ( مدارس دينى اصفهان ) ( فارسى ) — صفحة 40
مساهمون: مصلح الدين مهدوى
ص٤٠