همين مراحل را پيمودهاند .
لازم به تذكر نيست كه كسانى كه مىخواستند در يكى از رشتههاى فوق مطالعاتى نموده و صاحب نظر باشند ، الزاما بايد صرف و نحو و معانى و بيان و رجال و درايه خوانده باشند تا بتوانند مطالب لازم را از مدارك موجود استنباط نمايند . بديهى است كه اين علوم نيز در طول قرون سير تكاملى يافته و هر چه احتياج بدانها بيشتر لمس مىشد دانشمندان در آن بيشتر تحقيق مىنمودند و كتابها تأليف نمودند و علوم لغت و فقه اللغه و صرف و نحو و اصول و رجال و درايه و معانى بيان و غيره تكميل گرديد .
در قرون اوليه تعداد دانشجويان اين علوم مختلف بود و عموما مدرسين در مساجد و يا خانههاى خود تدريس مىكردند ، ليكن از قرون چهارم به بعد مجبور شدند كه براى تدريس محلهاى مناسبى ايجاد كنند و از اين رو به ساختمان مدارس روى آوردند . و بدين ترتيب بناى خللناپذير مدارس شكل مىگيرد .
كثرت تعداد مدارس در زمان صفويه
اصفهان در دوره اسلامى چندين مرتبه پايتخت بوده و در هر مرتبهاى پادشاهان و وزرا و حكام و علما در ساختن مساجد و مدارس اقدام نمودهاند كه عموما آثار قبل از دوران صفويه از بين رفته و بسيارى از آثار عهد صفوى نيز از بين رفته است .
سلسله سلاطين كه اصفهان را پايتخت خويش قرار دادهاند عبارتند از :
1 - آل زياد ( مرداويج )
2 - ديالمه
3 - سلاجقه
4 - آل مظفر