پيشگفتار
در محرم سال يكهزار و سيصد و شصت و سه هجرى قمرى كه براى اولين بار به زيارت عتبات نائل شدم در بين كتابهايى كه در بغداد خريدم كتاب « تاريخ مساجد بغداد و آثارها » تأليف سيّد محمود شكرى الوسى ، بيشتر از همه توجه مرا به خود معطوف داشت .
در اين كتاب مؤلف ، مساجد بغداد را بر حسب محلات تقسيمبندى نموده و در بيان هر مسجدى كتيبهها و آثار تاريخى آن را يادآور مىشود . از همان موقع به فكر افتادم كه من نيز جهت اصفهان چنين كتاب بنويسم و پس از مراجعت از اين سفر دائما در اين انديشه بودم و گاهگاهى يادداشتهاى متفرقهاى فراهم مىشد . كارهاى متفرقه و مسافرتها مدت چندين سال انجام اين امر را به تعويق افكند . در همان ايام گفته مىشد كه استاد ارجمند و گرامى جناب آقاى جلال الدين همايى قبلا اين كار را انجام دادهاند . مرحوم جواد صهبا و مرحوم سيّد محمّد صدرهاشمى نيز در اين راه گامهاى مؤثرى برداشتهاند ، ليكن [ اقدامات ] هيچ كدام مقصود مرا به طور كلى برآورده نمىكرد تا زمانى كه استاد ارجمند جناب آقاى دكتر هنرفر اقدام به طبع كتاب نفيس و گرانبهاى خود به نام « گنجينهى آثار تاريخى اصفهان » نمودند و الحق در اين راه قبول زحمات طاقتفرسايى نموده و تا توانستند كتابى از هر جهت جامع تهيه نموده و در دسترس خواستاران قرار دادند ، ليكن از آنجا كه گفتهاند « كم تركوا الاوائل للاواخر » و بنا به گفته برخى از بزرگان : هيچ كتابى مغنى از كتاب ديگر