يكى از دانشمندان معاصر در كتابى كه در رجال شيعه نوشته است تعداد راويان از حضرت صادق - عليه السلام - را با مدرك به شش هزار نفر ( 6000 ) رسانيده و به عقيده نگارنده اگر بيشتر مطالعه و بررسى شود ، تعداد آنان خيلى بيشتر خواهد شد .
در قرون دوم و سوم در اثر فتوحات مسلمين و آشنايى آنان با مشرق و مغرب و آشنايى با علوم آنان ، مباحث تازهاى در علوم اسلامى پيدا شد و هر يك از دانشمندان اسلام به يكى از عقايد تازه متمايل شده و در اثبات آن و ردّ مخالفين شروع به تحقيق و بحث و مجادله كردند و از اينجا علم كلام شكل گرفت .
فلسفه يونان و تصوف رنگ مذهب گرفت ، در اينجا نويسنده احتياج به ذكر يك يك آراء و عقايد و طرفداران آن نداشته و طالبين را به كتب ملل و نحل ارجاع مىدهد .
چهارمين علمى كه در اسلام همزمان با علم كلام رواج يافت علم فقه بود . در اين دانش از فروع احكام بحث مىشود ، همچنانكه در علم كلام از اصول دين و اثبات يك يك عقايد گفتوگو مىشود . در اين علم دو نظر مختلف وجود يافت ، عدهاى گفتند : هيچگونه تصرف و دخالتى در احكام نبايد كرد و آنچه پيغمبر فرموده است را « طابق النعل بالنعل » بايد به جاى آورد و آنچه در آن زمان نبوده يا پيغمبر درباره آن دستور نفرموده است را بايد ترك نمود .
دسته ديگر استنباط و اجتهاد در احكام از مدارك لازمه ( كتاب ، سنت ، اخبار ، عقل ) قائل شدهاند و اجتهاد را پايهى اعمال قرار دادند و چون نظريه هر يك از فقها با نظر ديگرى مختلف بود ، موضوع اختلاف بين فقها پديد آمد و از اين نظر مسلمين به دستههاى مختلف تقسيم شدند و هر يك طرفدارانى پيدا كردند .
در اوايل عهد اسلامى اين علوم يك جا تدريس مىشد و در حقيقت علم واحدى به شمار مىرفت . ليكن هر چه زمان مىگذشت ، اختلاف بيشتر مىشد و ضمنا اين علوم گسترش مىيافت و از علوم ديگر مجزا مىگرديد . همچنان كه تمام علوم
اصفهان دار العلم شرق ( مدارس دينى اصفهان ) ( فارسى ) — صفحة 42
مساهمون: مصلح الدين مهدوى
ص٤٢