يك شناسنامه براى هر بنا ترتيب داديم كه هر خواننده بتواند اطّلاعات اجمالى در باب سازندگان بنا و . . . پيش چشم داشته باشد ؛ آنگاه عين نثر مرحوم مهدوى آورده شده است ( البتّه با تغييرات جزئى كه در متن ايشان به وجود آوردهايم ) . با تأكيد بر اين نكته كه متأسّفانه بسيارى از اين مدارس از بين رفتهاند و در حقيقت ويرانى هر كدام ، تيشهاى سهمگين بر اركان فرهنگ و تمدّن ايران اسلامى محسوب مىشود ، كار شنيع و ناهمگونى كه در عهد ظلّ السلطان - فرزند ناصر الدّين شاه و حاكم اصفهان ( 1291 - 1325 ه . ق . ) - صورت گرفته و اين حاكم مستبدّ در باب تخريب آثار اصفهان به قدرى همّت به خرج داد كه وقتى سيّد جمال الدين اسدآبادى ( 1254 - 1314 ه . ق . ) به اصفهان وارد مىشود و خبر نابودى ساختمانهاى صفوى به گوشش مىرسد ، ناراحت و عاملين اين كار را مورد مؤاخذه قرار مىدهد . « 1 »
و به هر حال آنان رفته و نام نيكشان در اين صحيفه به يادگار خواهد ماند . در حواشى اگر توضيحى به درك معنى و مفهوم كمك مىكرد ، اضافه شده است . با مقدّمهى مبسوطى كه در باب زندگى و فعّاليّتهاى علمى مرحوم مهدوى آورده شده ، نياز به نقل وقايع زندگى او نيست ، لذا با استمداد از ارواح همهى كشتگان علم و دانش - كه بشريّت مديون آنهاست - گرد ايّام از اين تأليف زدوده و در هيئت كنونى با اضافات و ملحقاتى به پيشگاه اهل علم تقديم مىگردد ، قصد اينجانب خدمت به تاريخ فرهنگ اصفهان و زنده ماندن ياد و خاطرهى شادروان سيّد مصلح الدين مهدوى است ، لذا به تصحيح ، مقابلهى مطالب و اشعار كتاب پرداخته و منابع و مآخذ تكميلى را بدان افزوده و به تهيّهى فهرست مطالب و احيانا جاافتادگىها و نشانىهاى مدارس پرداخته و جاافتادگىها يا كلماتى كه بايد به متن اضافه مىشد با
هامش
( 1 ) - سيّد جمال الدين ، پايهگذار نهضت اسلامى ، ص 29 .