آن دو را با خود باردبيل بياورد و بگناه آنها در كميتهء ولايتى رسيدگى شود ولى سردمداران فرقه در مشكين ، صورتجلسهء فوق الذكر و گزارش اربابزاده را ارائه داده آنها را محكوم دانستند و چون مأمور اعزامى اصرار ورزيد آنها را سوار كاميون نموده به قصد اردبيل حركت دادند . وقتى كاميون به « قانلىدره » رسيد آنها با اشاره باينكه اگر ايندو باردبيل منتقل شوند با نفوذيكه خانواده و كسان آنها دارند از كيفر اين گناهان معاف خواهند شد از رأى پيشين خود برگشته هردو را از كاميون پائين آورده از پشت به گلوله بستند . سپس قسمتى از زمين را بطور سطحى به صورت قبرهائى كنده اجساد را به همان شكل در زير خاك دفن كردند .
براى دولت مركزى بعلّت اشغال مناطق ايران از طرف ارتشهاى بيگانه ، امكان هيچگونه كمك بافسران و سربازان فراهم نگرديد جز آنكه سه هفته بعد از شهادت آنها مجلس ختمى به ياد آنان در تهران تشكيل داد و وزارت جنگ در جرايد مورخ 17 ديماه 1324 آگهى آن را چنين اعلام كرد :
« بمناسبت شهادت سرهنگ دامپزشك سيد عباس معينآزاد ، سروان اسد الله اديب امينى ، ستوان يكم پياده غيظعلى شعفى ، ستوان يكم پياده امامقلى ضيائىمهر و ستوان يكم پياده ابو القاسم صدوقى روز چهارشنبه 18 ديماه از ساعت 10 تا 12 در مسجد مجد مجلس ختمى از طرف وزارت جنگ منعقد خواهد بود » .
تسليم پادگان اردبيل
گفتيم كه اردبيل مركز تيپ بود و سرهنگ زريو فرماندهى آن را بر عهده داشت . كسانى كه در آن ايام در اردبيل بودند و در مسير كارها قرار داشتند از لياقت و كاردانى ، بويژه ميهنپرستى و وظيفهشناسى او تمجيد مىنمايند و بعد از سى و چند سال كه از آن تاريخ مىگذرد هنوز هم مردانگى و وظيفهشناسى زريو را مىستايند .
سربازخانهء شهر در آن ايام در تصرف ارتش سرخ بود و پادگان نظامى روسها در آنجا استقرار داشت . از اينرو ساختمانهاى نيمهتمامى را كه در محل نارينقلعهء قديمى بود و