امروزه محلّ بيمارستان بو على و شهردارى اردبيل مىباشد ، به صورت سربازخانه براى تيپ اردبيل درآورده بودند . ستاد تيپ نيز در عمارت سالاريه ، كه در صفحهء 362 جلد 2 اين كتاب بدان اشاره شده ، مستقر بود .
زريو تنها فرماندهى تيپ را از لحاظ نظامى بر عهده نداشت بلكه عمدهء كار و وظيفهء سنگين او حفظ روابط دو نيروى مسلح ، يعنى سربازان ايران با نيروى سرخ بود و او در اينباب روش مطلوبى با همقطاران روسى خود داشت و بر مبناى احترام متقابل مماشاة مىكرد .
دموكراتها بر او نيز در باب تسليم پادگان فشار وارد مىآوردند و هرلحظه او را تهديد بحمله بسربازان وى مىكردند ولى او همچنان ايستادگى مىنمود و عليرغم معاونش و بعضى از سربازان ، كه بقول برخى از مطلعين نقش ستون پنجم را بازى مىكردند حاضر بتسليم نمىگشت .
بنا بنوشتهء جرايد آن روز تهران ، سختگيرى دموكراتها در اردبيل از همهجا بيشتر بود .
مسافرت بين اين شهر و نقاط ديگر سخت تحتنظر قرار داشت . بين تبريز و اردبيل نه مركز تفتيش برقرار كرده و اگر مسافرى بسلامت از اين بازرسىها مىگذشت در شهر او را بكميته برده بازجوئى مىكردند و اگر ظن بدى به دو مىبردند تحت شكنجه و آزار قرار مىدادند .
تعداد آنعدّه از چروونها ، كه در روزنامهها از آنها بنام اشخاص مجهول الهويه نام بردهاند ، در اين شهر از همه زيادتر بود . آنها بشدت بر ضد حكومت مركزى و افراد نظامى و افسران ارتش تبليغات مىكردند و افراد مسلح را براى « ترور » افسران انتخاب كرده در اطراف سربازخانه مىگماردند .
تيپ اردبيل وضع تدافعى به خود گرفت . اطراف سربازخانه را سنگربندى كرد و با جمعآورى خواربار چندروزه آمادهء عمليات رزمى گشت . دويست ژاندارم نيز ، كه از اطراف به شهر آمده بودند ضميمهء پادگان شدند . كارگردانان فرقه بجمعآورى نيرو پرداختند و چهل كاميون فدائى مسلح از اطراف به شهر آوردند . سلاح آنها تفنگ برنو بود و
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: بابا صفرى
ص٩٣