خانوادهء حاج امين اردبيلى و دومى فرزند ميرزا ابراهيم ارباب « 1 » بود دستگير گشته براى انتقال باردبيل از آنجا حركت داده شدند اما در چندفرسخى مشكين تيرباران گرديدند .
« شادروان ميرزا عباسقلى اربابزاده »
سبب كشته شدن سروان اديب امينى صورتجلسهاى بود كه در پادگان نظامى مشگينشهر ، از طرف افسران تنظيم شده بود . او كه در آنزمان ارشد افسران ارتشى در آن منطقه به حساب مىآمد و امضاى اول صورتجلسه را داشت نوشته بود كه بايد پادگان مقاومت كرده تا آخرين فشنگ موجود بجنگد . اربابزاده نيز در گزارشى كه بعنوان بخشدار ، از وضع منطقه به فرماندارى اردبيل ارسال مىداشت دموكراتها را افراد شرور و مخالف اسلام و قرآن قلمداد كرده بود . اين گزارش با پست دولتى باردبيل فرستاده شد ولى دموكراتها در وسط راه پست را زده ضمن بررسى محمولهء آن بدان نوشته نيز دست يافتند .
براى رهائى آن هردو نفر تلاش زيادى از طرف كسان آنها در اردبيل و تبريز آغاز گشت و سرانجام از طرف كنسولخانهء شوروى در اردبيل مأمورى بمشگين اعزام گرديد تا
هامش
( 1 ) - درباره مرحوم ميرزا ابراهيم ارباب در جلد اول مطالبى نوشته شده از فهرست اعلام آن كتاب در صفحه 470 مىتوان راهنمائى گرفت .