آنكه اتخّاذ تصميم نهائى با وى بود مصلحت در آن ديد كه با افسران خود نيز تبادلنظر كند .
ما از جريان دقيق اين نظرخواهى اطلاع مستقيم نداريم ولى چنين مىپنداريم كه جلسه در تأثّربارترين شرايط روحى شركتكنندگان تشكيل شد و زريو ، كه گوئى فشارى به وزن تمام كوه سبلان بر وى سنگينى داشت ، به آرامى لب بسخن گشود و از اطلاعاتى كه در مورد وضع منطقه و تسليم لشگر آذربايجان داشت مطالبى بيان نمود و با اشاره بموافقت فرمانده لشگر با « تسليم اضطرارى » و وجود ستون پنجم دموكراتها در بين سربازان و درجهداران و حتى خود افسران ، نكاتى را بطور سربسته بر زبان آورد و جوانب مثبت و منفى امر را مورد بررسى قرار داد .
سختترين لحظات زندگى هرافسر شرافتمند زمانى است كه در يك چنين موقعى از تسليم با وى سخن گفته شود و تحويل سلاح و قبول اسارت بر وى پيشنهاد گردد . امّا افسران حاضر در آن جلسه همگى داراى اين روحيه نبودند و برخى از آنها كه بر اثر تبليغات ، فرقهء دموكرات را مبشّر پيشرفت و تعالى آذربايجان و بالمآل وسيلهء اصلاح امور ايران مىدانستند ، تسليم و حتى همكارى با دولت آقاى پيشهورى را وظيفهء ملّى و اخلاقى خود مىپنداشتند و اينان همانهائى بودند كه بعد از سقوط فرقه يا بخارج از كشور رفتند و يا به حكم دادگاههاى نظامى بجوخهء آتش سپرده شدند .
گروه ديگر برعكس با يادآورى انضباط و مقررات نظامى و سوگندى كه در به دو قبول اين خدمت خورده بودند دفاع از حيثيّت نظامى خود را تا مرحلهء جانبازى لازم مىشمردند .
زريو ، كه در عين سپاهيگرى مرد پخته و كاركشتهاى بود ، مقاومت را جز كشته - شدن جمع كثيرى بيگناه و خرابى و ويرانى شهر ، واجد اثر معفول ندانست و سرانجام از همكاران خود ، كه سخت تحت تأثير سخنان وى قرار گرفته بودند ، درخواست واقعبينى و اعلامنظر كرد و دربارهء حفظ جان و شئون نظامى آنان وعدهء همهگونه تلاش و كوشش داد .
صورتجلسه ، مشعر بر اينكه در شرايط اضطرارى موجود جز تسليم و مسالمت اقدام
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: بابا صفرى
ص٩٥