فرمانده پادگان ستوان يكم ضيائى مهر و فرمانده دستهء ژاندارمرى ستوان يكم فاطمى دستگير ، در ساعت چهار از نيمهشب از سراب خارج كردهاند . دستهء ژاندارمرى نمين در محاصره است » و در پايان تلگرام با اشاره باينكه اين كارها را روسها مىكنند اينچنين درخواست تعيين تكليف مىنمايد « چون عامل اصلى شورويها هستند تعيين تكليف سريع مورد استدعاست . سرهنگ زريو » .
سقوط پادگانهاى ارتشى در بخشهاى اردبيل :
در آن تاريخ اردبيل شهرستان وسيعى بود و سراب ، خلخال ، مشكين ، آستارا ، گرمى و بيلهسوار و مغان ، كه هريك از آنها امروزه خود شهرستانى شدهاند ، بخشهاى تابعهء آن را تشكيل مىداد و بدينترتيب علاوه بر ادارات دولتى سازمانهاى انتظامى ، يعنى ارتش و شهربانى و ژاندارمرى هم تابع تيپ اردبيل و ادارات انتظامى اين شهر بودند .
قبل از شهريور 1320 ، كه اردبيل محل استقرار لشگر 15 بود ساخلوى مشگين و سراب به صورت تيپ بودند ولى در سوم شهريور آنسال متلاشى گرديدند . چون تأسيس مجدد پادگانها در مناطق اشغالى ارتش سرخ ، با موافقت آنها صورت مىگرفت از اينرو اردبيل مركز تيپ شد و پادگانهاى بخشهاى مذكور نيز بواحدهاى كوچكترى مبدل گشت و در هريك از آنها يك گروهان و يا يك گردان مستقر گرديد .
در آن تاريخ بر خلاف دوران قبل از شهريور كه رؤسا و بيشتر كارمندان ادارات اردبيل و بخشهاى آن از قسمتهاى فارسىزبان ايران برگزيده مىشدند « 1 » مسئولان سازمانهاى دولتى غالبا از اهالى خود شهرستان تعيين مىگشتند و ستوان يكم ابو القاسم صدوقى و ستوان يكم امامقلى ضيائى مهر دو افسر اردبيلى بودند كه فرماندهى پادگانهاى مشگينشهر و سراب را بر عهده داشتند و هردو در اين وقايع بنحو ناگوارى بشهادت رسيدند .
سراب و مشكين دو نقطهء مهم از مناطق عشايرى اردبيل بشمار مىآمد و استقرار واحدهاى نظامى در آنها عمدتا براى تأمين امنيت منطقه بود و وظيفهء بزرگى در حفظ نظم
هامش
( 1 ) - در اينمورد در صفحهء 66 مجلد دوم اين كتاب مطالبى نوشته شده است .