فرماندار و با شركت رؤساى ادارات تشكيل مىشد در اواخر مهرماه براى مقابله با خرابكاريها ، تصميم بر آن گرفت كه ادارات دولتى و سازمانهاى مهمّ شهر بوسيلهء سربازان محافظت گردد . در اجراى اين منظور ، از طرف تيپ در هريك از آنها يكدستهء 12 نفرى سرباز ، تحت فرمان يك درجهدار مستقر گشت و آمدورفت اربابرجوع زير نظر گرفته شد .
براى كمك بنظامات شهر نيز يكدسته 14 نفرى سرباز مسلح در اختيار شهربانى قرار گرفت تا آن دستگاه انتظامى از حيث نفرات تقويت شود و امكان بيشترى براى ايجاد نظم پيدا كند .
اين اقدام با نظر اولياى ارتش شوروى مستقر در پادگان اردبيل موافق نيامد و موجب كارشكنى آنها گرديد . فرمانده پادگان مزبور دراينباره مستقيما بفرمانده تيپ مراجعه كرد و برگرداندن سربازها را بسربازخانه خواستار شد . فرماندهء تيپ جريان اين واقعه را همانروز ضمن تلگرام فورى به ستاد ارتش در تهران گزارش كرد و خواستار تعيين تكليف گرديد . عين اين تلگرام در صفحهء 22 كتاب « مرگ هست و بازگشت نيست » چنين آمده است :
« تيپ اردبيل فورى - 730 - 2 / 8 / 24 رياست ستاد ارتش . محترما معروض مىدارد امروز ساعت 11 « ژنرال لوبف » باتفاق فرمانده پادگان و دژبان شوروى مقيم اردبيل بدفتر آمده موضوع 14 نفر سرباز ، كه بتقاضاى فرماندار بشهربانى كمك داده شده مطرح ، اصرار نمودند سربازان مزبور از شهربانى گرفته شوند . جواب داده شد چون اعزام آنها بشهربانى بتقاضاى فرماندار بود ممكن است وسيلهء فرماندارى مذاكره نمائيد .
جوابا اظهار نمود با فرماندارى كارى نداريم . شما فرمانده نظامى منطقه هستيد اگر بعدا ديده شوند خلع سلاح و زندانى خواهند شد . جواب داده شد مراتب را كتبا بنويسيد تا اقدام شود . از نوشتن امتناع نمودند . مستدعى است مقرر فرمائيد در اينمورد سريعا تعيين تكليف شود . سرهنگ زريو » .
ما وقتى بعد از گذشتن بيش از ثلث قرن متن تلگرام را مىخوانيم و جوّ آن جلسه را در نظر مىآوريم هيجان شديدى در روان خود احساس مىكنيم و پيش خود مىانديشيم كه
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 79
مساهمون: بابا صفرى
ص٧٩