چگونه كسانى كه بقهر و غلبه حدود و مرز كشور ما را شكسته وارد آن گشتهاند به صاحبخانه چنين دستورهائى مىدهند و از مأموريت 14 سربازى كه در راه برقرارى امنيت يك شهر يكصد هزار نفرى ، بهمقطاران پاسبان خود كمك مىكنند ، جلوگيرى مىنمايند . امّا بناگاه توجه مىيابيم كه تا دنيا بوده ضعيف همواره پايمال قوى گشته است و اگر روزى ارتش ايران بدان درجه از قدرت مىرسيد و مىتوانست وارد قلمرو شوروى شود و سپاه آن كشور را تارومار كند از كجا معلوم كه بدتر از آنها عمل نمىكرد .
بارى چون فرمانده تيپ در اجراى بلادرنگ خواستهء آنها اقدام نكرد روسها دست بخلع سلاح سربازان مذكور زدند و نيمهشب همانروز در وسط خيابان سلاح چهار نفر از آنها را ، در حين پاسدارى از شهر ، گرفته با خود بردند . سرهنگ زريو بلافاصله اين واقعه را بمركز گزارش كرد تا باشد كه دولت مركزى در پايتخت اقدامى در اينباره به عمل آورد .
متن تلگرام مذكور چنين است :
« 739 - 3 / 8 / 24 رياست ستاد ارتش محترما پيرو 730 - 2 / 8 / 24 معروض مىدارد ساعت 30 / 1 بعد از نيمهشب كماندان با 8 نفر سرباز مسلح شوروى 4 نفر از سربازان تيپ را ، كه براى كمك بشهربانى داده شده و مشغول پاسبانى و گشت بودهاند در خيابان خلع سلاح و تفنگهاى آنها را بردهاند . مراتب بفرماندارى اعلام از طريق سياسى اقدام نمايند . سرهنگ زريو » .
ترور رئيس زندان اردبيل :
« ترور » يك كلمهء خارجى است . ما بر خلاف بعضى از نويسندگان و گويندگان معاصر ، كه بىمحابا كلمات خارجى را وارد زبان فارسى كرده بدون هيچ اشارهاى آنها را مثل كلمات خود اين زبان ، در جملات و عبارات خويش جا مىدهند « 1 » از چنين كارى ابا داريم و آلودن زبان ملّى ايران را با كلمات بيگانه متناسب
هامش
( 1 ) - براى نمونه اين عبارت را از مقدمهء آقاى ابراهيم باستانى پاريزى ( دكتر در تاريخ و استاد دانشگاه ) كه بر كتاب « خاطرات دكتر قاسم غنى » ( تهران . 1361 . انتشارات كاوش . صفحهء بيست و پنج ) نوشته عينا مىآوريم :
« يادداشتها ، درعينحال كه كاراكتريك ديپلمات تمامعيار را در نظم و دقت و رعايت ديسپلين و اصول ديپلماسى روشن مىسازد . . . » -