بناهاى جديد با اسلوب نوين و با الگوى جهان اشتراكى ، بجاى آنها بسازند زمينه را براى احداث چنين بناهائى مهيّا سازند . اينان معتقدند كه در تنگنا قرار گرفتن مردم و عدم رضايت آنان ، جامعه را بسوى « سوسياليزم » و در نهايت به « ماركسيسم » سوق مىدهد و نيل باهداف مكتب را ميسّر مىگرداند . بعضى از اينها گوئى به عامل زمان هم اعتقاد كمترى دارند و در هرلحظه و موقعيّتى كه كوچكترين فرصتى بدست آيد آخرين مرحله از خواست خود را بلادرنگ بمرحلهء اجرا درمىآورند و چهبسا كه دراينباره به قوانين جامعهشناسى و نهادهاى اجتماعى و قوانين تكامل آنها نيز توجهى نمىنمايند .
به عكس دستهء ديگر يعنى امپرياليستهاى سرمايهدارى مردمانى پرحوصله و فرصتطلبند و براى باجرا درآوردن نقشهايكه مىكشند دهها سال صبر و استقامت مىنمايند و نفوذ تدريجى را بر عجله و برهمزدنهاى ناكام ترجيح مىدهند . اينان كسانى مثل سيد ضياء الدين طباطبائى ، سيد حسن تقىزاده و . . . را سالهاى سال در بهترين نقاط ممكن نگه مىدارند و ببهترين شكل زندگى آنها را تأمين مىكنند و بعد از دهها سال كه زمينه را براى بهرهكشى از آنها مهيّا مىيابند آنانرا در مركز قدرت مىنشانند وزير و وكيل و سناتور مىكنند . جاه و مقام مىبخشند .
مال و ثروت مىدهند و تا آخرين لحظهء حيات آنها را با عزت و احترام نگه مىدارند و بدينطريق ديگرانى را هم بسرسپردگى خود تشويق مىنمايند ! . . .
در اردبيل هم در آن ايام چنين شد و بجاى آنكه قلوب و اذهان مردم را با يك روش مطلوب و با استفاده از عامل زمان ، آمادهء پذيرفتن اهداف فرقه سازند بيكبار انديشهء دگرگونى همهء شئون اجتماعى را بميان آوردند و چون اين تغيير ناگهانى با طرز انديشهء آزاديخواهان محلى و اصلاحطلبان اصولى كاملا انطباق نداشت ، بجاى اصلاح برنامهها ، ادارهء امور بدست كسانى سپرده شد كه در اين راه تجربه و آگاهى نداشتند و هرچه كه از آنها خواسته مىشد بىتأمل و چونوچرا اجرا مىكردند .
اين طريق بود كه مردم را در مجموع از فرقه دور ساخت و رسيدن باهداف آن را ، تا امروز كه 33 سال از آن مىگذرد به عقب انداخت . اشتباه در روش و آن هم در امور
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: بابا صفرى
ص٧٦