به سنگ خورد و نهتنها آزاديخواهان با سابقه نظير شادروانان واهبزاده ، مستوفى ، حبيب الهى يا قدس و ديگران بكنار گذاشته شدند بلكه چپگرايانى نيز كه از حزب توده آمده بودند بيكاره گشتند و اشخاص جديدى مثل آقايان محمد جليلى معروف به سرخان بيگلى ، گلعلى خيامى ، اسماعيل حكاك معروف به سارى اسماعيل ، مجيد محمديوند و جمعى از مهاجران معروف به چروون ، كه گفتيم در جامعهء اردبيل سابقهء آزاديخواهى و شهرت سياسى و اجتماعى نداشتند ، مصدر امور گشتند و سكان كشتى تازه به آب افتاده فرقه را براى هدايت آن بساحل سعادت در اين ولايت در دست گرفتند .
در عهديكه ما زندگى مىكنيم سياستهاى شرق و غرب مثل ريشههاى سرطان باعماق وجود جوامع انسانى سرايت كرده و هدفهاى آنها باقسام گوناگون در جهان اعمال مىشود و هريك از آنها امورى را در ذهن ملتهاى مقهور تقويت نموده با وعدههاى لازم آنها را دلخوش مىدارند . چپگراها سعى بر اين دارند كه با درهم شكستن توانگران ، اكثريت ملّتها را بسوى خود بكشانند و در صحنهء مبارزه با سرمايهدارى ، آنها را همراه و همگام خود گردانند و مال و ثروتها را كلا متعلق به جامعه دانسته بر مبناى مقررات مخصوص خود مورد بهرهبردارى قرار دهند ولى دول سرمايهدارى ، كه بدولتهاى استعمارگر معروف شدهاند در عكس اينجهت مىانديشند و بر آن مىكوشند كه مكنتهاى ملل را بانواع حيل از دست آنها بربايند و با حفظ طبقات موجود در اجتماعات از سلطان و روحانى و مالك و تاجر و سرمايهدار و كارگر و كشاورز ، زمينه را براى استثمار تودههاى زحمتكش مهيّا سازند و سرانجام پس از آنكه دست اينان از آنها تهى گشت آنانرا در وادى فلاكت و بدبختى رها سازند و با اندوختههائى كه بدينسان بدست آوردهاند فارغبال بفكر نقشههاى نوين براى نحوهء جديد استثمار از ديگران برآيند .
هرگروهى از اين دو دسته براى رسيدن باهداف خويش راه و روش مخصوصى در پيش مىگيرند و مردم دربارهء آنها پندارهائى دارند بدينطريق كه چپگراها معتقدند جوامعى كه با نظام سرمايهدارى اداره مىشوند به خانههاى كلنگى مىمانند كه هرگونه صرف وقت و سرمايه براى تعمير و نوسازى آنها بيحاصل است و بنابراين هرآنگاه كه بر آنها دست يابند فورى بايد آنها را از بيخ بركنند و اگر هم براى خود اينان ميسّر نشود كه
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: بابا صفرى
ص٧٥