شاه اسماعيل بتدريج كه شهرهاى ايران را به تصرف خود درمىآورد اين ورزش را در آنها رواج مىداد و اگر چنين بساطى از پيش در پارهاى از آنها وجود داشت امكانات و تسهيلات وسيعى براى آنها بوجود مىآورد . شنيدنى است كه گاهى بورزش جنبهء مذهبى نيز داده مىشد و ما در صفحهء 126 جلد دوم اين كتاب تحت عنوان « شاخسهى » بدان اشاره كردهايم .
بعد از شاه اسماعيل كمكم ورزش در ايران از رونق پيشين افتاد و دستكم در اردبيل تقريبا غير از « شاخسهى » چيزى از آن باقى نماند و در اينباب ناآراميهاى سياسى و نارسائيهاى اقتصادى و فقدان امنيت نيز مؤثر بود .
اول بار در پنجاه سال پيش ورزش جديد به صورت بازى « فوتبال » در اين شهر پيدا شد . اين ورزش از طريق روسيه باردبيل آمد و بوسيلهء جوانان اردبيلى كه بسبب تجارت يا كار و كاسبى يا اقامت خانوادهشان در آن كشور با آن آشنائى يافته بودند بجوانان تعليم گشت و در ميدانگاههائى مثل « خان چمنى « 1 » » و « مال ميدانى « 2 » » بازى فوتبال آغاز گرديد و آمدن بعضى از چروونهاى ورزشكار نيز آن را رونق بيشترى داد .
اين كار مقارن با رشد مدارس جديد در اين ولايت بود و بموازات آن ورزشهاى ديگر نيز مانند ورزشهاى سوئدى معمول گشت و كمكم « واليبال » و « بسكتبال » نيز در قلمرو ورزشى وارد شد و « كشتى فرنگى » ، « بارفيكس » ، « پارالل » و تاب و غيره نيز بر آنها افزوده گرديد و نام برخى از ورزشكاران اردبيل در جدولهاى ورزشى مسابقات ايران وارد شد .
امروزه بعضى از جوانان اردبيل در « تيم » هاى مختلف ورزشى فعاليت دارند و در مسابقاتى كه مخصوصا در سطح استان آذربايجان تشكيل مىشود شركت مىنمايند و با
هامش
( 1 ) - « خان چمنى » چمن طبيعى وسيعى بود كه در جانب شمال شرقى شهر و خارج محلّهء « پيرمادر » قرار داشت . اين چمن امروزه مبدل به زمين زراعتى شده است .
( 2 ) - « مال ميدانى » يا « سوق الدواب » جاى وسيعى بود كه صبحها مركز فروش چهارپايان بود و بعدازظهرها علاقمندان بازى فوتبال زمين خاكى آن را آبپاشى كرده بدان بازى مشغول مىشدند .