بدست نظاميان افتاده بود ، بويژه بعد از انتقال سلطنت بخانوادهء پهلوى ، دستور مركز بافسران و فرماندهان پادگانهاى مرزى بر آن بود كه بهر وسيله كه ممكن باشد نسبت بتأسيس مدارس جديد اقدام كنند و مخارج آنها را از متمكنين دريافت نمايند . در اجراى اين دستور بود كه فرماندهان مناطق سرحدّى اردبيل بچنين كارى دست زدند و در منطقهء مغان نخستين مدرسه را در « بيلهسوار » كه مركز تجارى و عشايرى آن روز ناحيه بود ، در سال 1305 بوجود آوردند .
اولين مدرسهء گرمى در سال 1307 تأسيس شد و مرحوم « سيد على كلكى » ، كه بعدها برياست ادارهء فرهنگ مشگينشهر ارتقاء يافت ، مديريت آن را عهدهدار گرديد . در همانسال در انگوت نيز دبستانى تأسيس يافت و بتعليم و تربيت دانشآموزان پرداخت .
اين مدارس غالبا دو كلاسه و سپس چهار كلاسه بودند و هزينهء آنها ، چنان كه گفتيم از متمكنين دريافت مىشد ولى از سال 1309 خورشيدى همهء آنها جزو مدارس دولتى ادارهء معارف اردبيل درآمدند و مثل ديگر مدارس دولتى بودجه و اعتبار دولتى يافتند .
چنين بود چگونگى پيدايش فرهنگ جديد در اردبيل . آنان كه امروز با خاطرى آرام در اين مدارس درس مىخوانند و بدون هيچگونه مزاحمت و نگرانى بفراگرفتن علم و دانش مىپردازند و هم آنهائيكه در چنين محيطهاى امن و آرام با فراغت خاطر بتدريس و تعليم مشغولند بايد بدانند نعمتى كه بدينسان از آن برخوردارند به آسانى بدست نيامده بلكه حاصل فداكاريها و جانفشانيهاى انسانهاى بزرگوار و روشنبينى بوده است كه بهرحال تاريخ اينها را جانشين آنان كرده است .
آنان زجرها ديدند . ضربوشتمها و مشقات جانكاه را تحمل كردند ولى هرگز از پاى ننشستند و به يارى خدا و با همّت و پايمردى خود سرانجام بر ديو جهالت و نادانى چيره شدند و با سعى و كوشش فراوان قشريون نادانى را كه بنام دين مقدس اسلام موانع گوناگونى در راه پيشرفت علم و دانش بوجود مىآوردند از سر راه اين كانون سعادت انسانها برداشتند .
آنها سيلى خوردند ، بحبس و تبعيد رفتند ، از دونان و جاهلان ستمها ديدند تا جوانان و مردان سالها و قرنهاى آيندهء اين محيط ، از اسارت جهل و نادانى رهائى يابند و از آن
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: بابا صفرى
ص٢٢٣