اطلاع خوانندگان مىگوئيم كه اين هيئت با « هيئت نشر معارف » كه در چند صفحه پيش از آن سخن گفتيم گويا يكى نبوده است .
مدرسهء احمديه تا كودتاى 1299 مشكلات زيادى داشت و از تهديد و تخويف مخالفان در امان نبود . بعد از كودتا نيز چون نظاميان همهكاره بودند مدتى دخالتهاى آنها نابسامانيهائى در كار آن بوجود آورد كه از جهت صورت و طرز رفتار شديد ، بدتر از تعرّض قشرىمذهبان گرديد .
شادروان محمد على صفوت در كتاب « تاريخ فرهنگ آذربايجان » كه آغاز تأليف آن در سال 1329 خورشيدى بوده و در چاپخانهء قم طبع يافته است در باب رفتار ناستودهء افسران چنين آورده است « سال 1304 كه نگارنده متصدى امور فرهنگى آذربايجان شرقى بود از نمايندهء اردبيل تلگرافى بدين مضمون رسيد : معارف . فرمانده اردبيل در سر اجراى وظيفه چوبم زد و احترام خانوادگيم را برد . عهدهدارى امور فرهنگ بر من ميسور نيست . جواب داده شد : معارف اردبيل . قضيّه را درست و مشروح نويسيد . بفاصلهء چهار روز گزارش رسيد كه با يكعدّه از تجار و اعيان محل بدعوت فرماندهى حضور يافتيم .
آنگاه بحاضرين جلسه اخطار شد براى تهيهء اثاثيهء چهل باب دبستان ، بايد دعوتشدگان شصت هزار تومان نقد بپردازند . اظهار شد كه پرداخت چنين مبلغ بفوريت مقدور نيست .
اجازه دهيد برويم بلكه به نحوى تهيّه كنيم . جواب داده شد مرخصى غيرممكن است .
ناچار حاضرين به من ( يعنى محمد قدس نمايندهء وزارت معارف در اردبيل ) ملتجى شدند كه با مذاكره با فرماندهى راهى براى استخلاص ايشان باز كنيم . خواستم در آن باب حرفى بزنم مورد شتم واقع شدم . سپس دعوتشدگان گفتند ما تقديم همين مبلغ را قبول داريم ولى مقتضى است در خارج دور هم نشسته در باب تقسيمات وجه از روى عدل و انصاف و ميزان قدرت و بضاعت اشخاص قرار دهيم ، مرخص شدند .
فرمانده لشگر استان در آنموقع سرتيپ محمد حسين خان آيرم بود . نگارنده اصولا مراتب را با استاندار وقت مرحوم بنى آدم ( شريف الدوله ) مذاكره نمود او هم معاون خود بنان الملك را پيش خان آيرم فرستاد و موضوع اردبيل را مذاكره نمود و برگشت . معلوم شد با بىاعتنائى پاسخ سخت شنيده است .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: بابا صفرى
ص٢١٥