مىنهادند .
سخن ما در آن نيست كه چرا آن روز آنچنان و بفاصلهء بسيار كوتاهى اينچنين مىكردند بلكه هشدار به دولتمردان است كه اگر در تربيت افراد جامعه نكوشند و آنها را بواقعيات امور آگاه نسازند مبادا صاحبان اغراضى پديد آيند و با تحريك احساسات آنها ، بجاى آنكه پشهها را در نسيم فرحبخشى به حركت در آورند هرآينه مسير آنها را در باد سموم و سوزانى قرار دهند و بدينگونه اساس جامعه و مليّت و نهادهاى آن را متزلزل گردانند و خدا نكند كه چنين روزى پيش آيد .
رعايت ترتيب تاريخى مطالب ما را بانقلاب بزرگ سال 1357 در ايران مىرساند انقلابى كه به حكومت سلطنتى دو هزار و پانصد ساله در ايران پايان داد و در جريان خود در اردبيل نيز وقايعى را پيش آورد . اين وقايع موضوع گفتار ديگرى است كه بخواست خدا در جلد چهارم كتاب مىآوريم و براى اين كار از خداى بزرگ بقاى عمر و عنايت و توفيق مىخواهيم و اينك در گفتارهاى ديگر بذكر ديگر مسائل « اردبيل در گذرگاه تاريخ » مىپردازيم .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 148
مساهمون: بابا صفرى
ص١٤٨