كشاورزى را در باب ظرفيت كارخانهء تهيهء بذر ، كه روزانه 50 تن بود ، استماع نمود و از اينكه در اردبيل سالانه 15 هزار تن بذر « مونوژن » توليد و صادر مىشود اظهار رضايت كرد .
در باب سدّ و تأمين آب مورد نياز كشاورزى نيز تقاضائى از وى شد و شاه دراينباره بوزير كشاورزى دستور بررسى داد . او از بيمارستان شير و خورشيد سرخ اردبيل ديدن كرد و ناهار را در آنجا صرف نمود و از اعضاى انجمن شهر كه بديدنش آمده بودند از وضع شهر و از اينكه آيا طرحى براى ايجاد تفرجگاهى در درياچهء « شورابيل » براى مردم دارند سوآلاتى كرد و آنان چنان كه رسم است جواب مثبت دادند . شاه از جمعيت شهر پرسيد و وقتى تعداد 150 هزار را در مورد شهروندان اردبيل شنيد تعجب كرده گفت دهسال پيش سكنهء اردبيل 90 هزار نفر بود و مهاجرت از روستاها تعداد آنها را اينچنين بالا برده است .
شاه از وضع كار و كارگران سوآل كرد و در جواب شنيد كه در اين شهر 9 هزار نفر كارگر وجود دارد و همه مشغول به كار مىباشند . دبير حزب رستاخيز در اردبيل نيز در جواب سوآل شاه از فعال بودن 310 كانون حزبى در اين منطقه سخن گفت و او را از حيث گسترش حوزههاى حزبى ممنون ساخت .
او بعدازظهر آن روز از بقعهء شيخ صفى الدين ديدن كرد و در آنجا براى پيدا كردن محلّ دفن شهداى چالدران اظهار علاقه نمود و در قسمت آخر برنامه ، بيمارستان خصوصى صفوى را ، كه يكى از پزشكان اردبيلى با استفاده از اعتبارات دولتى بوجود آورده بود ، افتتاح كرد و از آنجا عازم مراجعت گرديد .
در تمام اين مراسم شهروندان اردبيل در مسير شاه و فرح اجتماع كرده بشدت ابراز احساسات مىنمودند و آن فرمايش حضرت امير مؤمنان على بن ابيطالب ع را تحقق مىبخشيدند كه فرمود اكثريت مردم هرجامعه « همج الرعاع » هستند يعنى مثل پشه مىمانند كه حركت آنها تابع جريان باد است . آن روز باد بسوى شاه مىوزيد و سكنهء اردبيل را ، مثل همهجاى ايران بسوى او سوق مىداد . دو سال بعد كه جهت باد عوض شده بود مسير آنها نيز دگرگون گشته بود و كسانى كه ديروز مىخواستند « اتومبيل » شاه را با دست بردارند امروز مجسمهء سيمانى او را نيز قطعهقطعه كرده اين كار را ارج بيشترى
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: بابا صفرى
ص١٤٧