تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
گرديده پشت آن بوته پنهان شده بود از آن واقعه امان يافت . در داخل اين بقعه كاغذى بر ديوار نصب كرده روى آن از كتاب « بحر الانساب » تأليف « ابن عتبه احمد بن على بن الحسين الحسنى » چنين نقل كرده‌اند كه « از فرزندان صالح بن موسى الكاظم عليه السلام پنج نفر ، حمزه ، قدر الدين ، قوام الدين ، بدر الدين و صدر الدين قدس اللّه اسرارهم از بغداد روى بولايت رى نهادند چون به شهر رى رسيدند متفرق شدند . حمزه و صدر الدين روى بولايت اردبيل نهادند چون به شهر رسيدند وطن ساختند . ذرّيات ايشان بسيار شده بالقاب موسوى مشهور شد » . بعضىها ، مثل شادروان كسروى در سلسلة النسب صفويه ترديد دارند و معتقد بانتساب آنها به حضرت امام موسى الكاظم ( ع ) نيستند و حتى آنها را سيد نيز نميدانند « 1 » ولى همهء افراد اين خانواده همواره انتساب خود را بخاندان حضرت على ( ع ) ، از مفاخر خود ميشمارند چنان كه شاه اسماعيل در اين رباعى كه بتركى سروده است گويد :
منم شاه اسماعيل حقنن سرينم * كه مونجه غازيلرون سرورينم آنام دور فاطمه آتام على دور * بواون ايكى امامون پيروينم
او بصراحت در اين رباعى ميگويد « من شاه اسماعيل هستم و بر طريق حق قدم برميدارم . سرور هزاران جنگجو هستم . مادرم فاطمه ( ع ) و پدرم على ( ع ) است و پيرو اين دوازده امام ميباشم » . هم او در نامه‌اى كه براى تهديد و اتمام حجت به شيبك خان اوزبك نوشته خود را از اولاد على ( ع ) قلمداد كرده و اين بيت را در آن نامه آورده است :
بس تجربه كرديم در اين دير مكافات * با آل على هركه درافتاد برافتاد
هامش
( 1 ) - شيخ صفى و تبارش ، احمد كسروى . تهران . چاپ دوم . 1342