جنازهء او را بعنوان امانت در گوشهاى از مسجدش دفن كردند و در سوگ و ماتم او مجالس متعددى برپا داشتند . بيست و دو سال بعد يعنى در سال 1328 خورشيدى جمعى از مريدان جسد او را درآورده بسرپرستى شادروان حاج محمد على منافزاده بعتبات بردند و در آنجا دفن نمودند .
* * * پايان جلد اول در اينجا اين مجلد از كتاب را بپايان ميرسانيم و براى احتراز از قطر زياد آن باقى مطالب را به يارى خدا در مجلد ديگرى عرضه ميداريم . بدرگاه خداى بزرگ سپاس ميگزاريم كه ما را بتأليف اين مجموعه موفق داشت و آرزوئى را كه سالها از اين حيث در دل داشتيم برآورده گردانيد .
از خوانندگان دانشمند و صاحبنظران گرانمايه بسبب نقائص ممكن پوزش ميخواهيم و يادآوريهاى ارباب اطلاع را براى تصحيح اشتباهات بديدهء منت مىپذيريم . در جلد دوم بخشى را بدين منظور اختصاص دادهايم تا نظريات رسيده را ، اگر برسد ، در آنجا بياوريم و عكسها و اسنادى را ، كه ممكن است بعضى از علاقمندان ارسال دارند ، در آنقسمت ثبت نمائيم .
ما در تأليف اين كتاب قريب سه سال زحمت كشيديم . كتابها ، مقالات و نوشتههاى زيادى خوانديم و در جستجوى معدودى از سالخوردگان اردبيل ، كه ممكن بود از وقايع گذشتهء اين شهر اطلاعاتى داشته باشند ، وقت زيادى صرف كرديم . با همهء اينها خود اذعان داريم كه آنچه گرد آوردهايم از درياى ژرف تاريخ بس طولانى اين خطهء باستانى قطرهاى بيش نيست و هزار يك حوادث و اتفاقات آن را در بر ندارد ! . . .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 463
مساهمون: بابا صفرى
ص٤٦٣