نفع و ضررى در آنها نداشتهايم موجباتى براى انحراف از طريق بيطرفى نيافتهايم . گو كه هرگونه سود و زيانى هم نميتوانست ما را از اين طريق باز دارد . از اينرو و در برابر تاريخ و وجدان خود سرفرازيم و بدون كوچكترين حب و بغض ، آنچه را كه ، بعد از انتقاد مدارك مورد استفاده ، مقرون بواقع دريافتهايم بنقل آنها مبادرت نمودهايم .
* * * اعتذار : ذكر اين نكته را بعنوان پوزش لازم ميدانيم كه ، با آنكه در دستور زبان فارسى ، مثل هر زبان زندهء ديگر ، براى اول شخص و دوم شخص مفرد ضماير « من » و « تو » وضع گرديده بااينحال در گفتهها و نوشتهها معمولا بجاى اولى كلماتى مثل اينجانب ، بنده ، فدوى ، ارادتمند . . . . و در عوض دومى الفاظى مانند شما ، سركار ، جنابعالى ، حضرتعالى و . . . به كار مىبرند زيرا لفظ « من » مايهاى از خودخواهى و نخوت دارد و از ضمير « تو » نيز يك حالت تحقير استنباط مىشود .
در اين كتاب ، جائى كه ميبايست ضمير اول شخص مفرد استعمال شود ، بدليل مذكور ، از به كار بردن لفظ « من » خوددارى گرديده و چون موردى هم براى كلماتى مثل بنده ، اينجانب ، فدوى و نظاير آن نبوده است ناگزير غالبا از ضمير جمع استفاده شده است . اين كار علاوه بر آنكه عذرش نزد عقلا مقبول است پيش خدا نيز مطلوب مىباشد زيرا بدستور اولياى دين او ، هر فرد مسلمان بايد در شبانهروز او را ده مرتبه در نمازهاى واجب با همين ضمير جمع مورد خطاب قرار دهد و به پيشگاه مباركش چنين معروض دارد :
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ . اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ » .