تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
دفن جنازهء امين موضوع مشكلى بود ، چه هيچيك از محلات ششگانه نمى - گذاشتند كه نعش وى در قبرستان آن محل به خاك سپرده شود زيرا چنان كه گفتيم بابى بودن او در شهر شايع گشته بود و مردم دفن جسد او را در كنار قبور آباء و اجداد خود موجب ناراحتى روح مردگان خويش تصور ميكردند . ما يك بار نيز گفته‌ايم كه عامه و اكثريت مردم در اينقبيل اتفاقات سياهى لشگر بودند و بدون آنكه از مبدأ و معاد امرى آگاه باشند غالبا از چند تن از متنفذين و سردمداران محلات پيروى ميكردند . كسانى از آنان غالبا با امين نماز جماعت خوانده و در مسجد ، پاى منبر او نشسته بودند و چه‌بسا كه بعضى از آنها مسائل شرعى خود را از او آموخته و عقد ازدواج خود را بوسيلهء او منعقد ساخته بودند ولى امروز او را با تلقين ديگران بابى ميدانستند و از دفن جنازهء او جلو ميگرفتند . بهرحال جنازهء امين مدتى بر زمين ماند و سرانجام فرمانده پادگان دخالت كرد و با گماردن سربازان مسلح او را در قبرستان طوى ، كه امروزه دبيرستان صفوى و سينماى شهردارى بر جاى قسمتى از آن ساخته شده است ، دفن نمود . با تبعيد آقا ميرزا على اكبر شهر وضع غير عادى داشت و بيم اتفاقات جديدى ميرفت تا آنجا كه رئيس نظميه شخصا بمردم سخنرانى كرد و نتايج سوء اقدامات آنها را يادآور شد و با نگرانىايكه از عصيان مردم داشت بيش از حد متعارف در گفتار خود ملايمت نشان داد . خلاصهء بيانات او خطاب بمردم چنين بود كه اين رفتار شما مخالفتى است كه با مأموران دولت در اين ولايت ابراز ميداريد ، ولى مأموران با ميل و خواست خود به اين شهر نيامده‌اند بلكه با امر دولت مركزى به اين مقامات منصوب شده‌اند و تنها حكم اولياى مركزى است كه آنها را از اين مناصب بر كنار ميسازد . اگر حرفى و شكايتى نسبت باقدامات و رفتار مأموران دولت داريد بتلگرافخانه رفته مطالب خود را بمركز اعلام نمائيد و الا بستن دكان و بازار را مأموران محلى بعنوان قيام عليه دولت ميدانند و اجبارا كسانى را كه چنين كنند به سختى تنبيه مينمائيد . خود آقا ميرزا على اكبر هم ، كه متوجه وخامت اوضاع بود ، مرحوم نقيب -
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 461 | بابا صفرى