تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
شدند . امير فيروز و گروهى از آنان دستگير و پس از محاكمه تسليم چوبهء دار گشتند . از عجائب روزگار آنكه اين واقعه در هفتم شعبان 1341 اتفاق افتاد و آن روز كه اينان بدار آويخته شدند درست يكسال تمام از قتل حاج بابا خان ميگذشت زيرا او را هم اينان روز هفتم شعبان 1340 قمرى كشته و ديوار را برويش انداخته بودند . شادروان ميرزا بيوك آقا عباس‌زاده ( آستارائى ) ، كه از دوستان حاج بابا خان بود ، بدين مناسبت شعرى سروده چنين گفت :
در باغ جنان اى ملك حر خدا را * بر روح جوان « 1 » بر ، ز من اين تازه پيامى بر هستىات آتش زد صياد جفاكار * بدتر ز همان قسم خود افتاد بدامى اينست بمعبود ازل سجده نمايم * پاينده برومند شود خيل نظامى
روزيكه اينان را بدار ميزدند مردم شهر همه بتماشا آمدند و هنگاميكه محكومين را بپاى چوبهء دار ميآورند كسانى از تماشاچيان بدانها ناسزا مىگفتند و گاهى آب دهان به طرف آنها مىانداختند . آزاديخواهان ، آقا خان يگانه پسر صغير و شيرخوار حاج بابا خان را لباس قرمز پوشانيده مقابل چوبه دار در بغل گرفته بودند و در آن لحظه ، كه طناب به گردن محكومين ميانداختند ، يكى از آنها با صداى بلندى جملات آتشينى بر زبان راند و با هيجان خاصى خطاب بطفل يتيم گفت ، كه « خوشحال باش منتقم حقيقى انتقام پدر ترا بدينطريق از قاتلان او ميگيرد » . فولادلوها تسليم شدند ولى امير عشاير بخلخال گريخت و در درهء مشكول در مقابل قشون دولتى بجنگ ايستاد . او به سختى پايدارى كرده تلفاتى نيز بقشون دولتى وارد آورد و عظيم‌زاده نام افسر ارتش و گروهى از سربازان را بقتل رسانيد بااينحال تاب مقاومت نياورده شكست خورد . خود او و سران طايفه گرفتار شدند و تنها رشيد الممالك برادر وى از راه جنگل موفق بفرار گرديد و از آنجا بمشهد رفته متحصن شد . امير عشاير را باردبيل آوردند و پس از محاكمهء نظامى بدار زدند و گروهى از دستگيرشدگانرا نيز به تبريز بردند و پس از محاكمه اعدام نمودند . بدين ترتيب جنگ قشون با موفقيت كامل پايان يافت و بساط خانخانى فولادلوها درهم ريخت و ثروت بيشمار و املاك و اموال آنها از طرف دولت ضبط گرديد .
هامش
( 1 ) - منظورش حاج بابا خان است .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 448 | بابا صفرى