يافت ميشدند كه با آرد و غلهء آنها ، يعنى آنچه كه آنانرا از مرگ نجات ميداد ، براى ازدياد ثروت خود ، چنان معامله مينمودند و ددصفت ببهاى جان هزاران نفر همنوع خود ، بر مقدار زر و سيم خويش مىافزودند . جهان همواره پر از چنين افراد نابكار بوده و هست و چقدر قتلها و كشتارها و بدبختىها كه بدست آنها اتفاق افتاده است !
بارى تهيهء نان در خانه ، از گذشتهء بسيار قديم ، از كارهاى معمول خانوادههاى اين شهر بشمار ميآمد و در اين عهد نيز ، كه بشريت خود را بتمدن ماشينى مفتخر ميداند ، در پارهاى از خانوادههاى اين شهر بدين سنت عمل مىشود . بدينمعنى كه در موقع بدست آمدن محصول ، كسانى كه تمكن مالى دارند ، به ميزان مصرف يكسالهء خانوادهء خود آرد تهيه ميكنند و در تنورى كه در خانه ساختهاند هر پانزده يا بيست روز يك بار نان ميپزند و پس از دو سه روز كه آنها را خوب خشك كردند در جاى محفوظى جمع كرده نگهدارى مينمايند و كدبانوى خانه هر روز به مقدار احتياج تعدادى از آنها را آب پاشيده نرم مىكند و آمادهء مصرف مينمايد .
در سال 1335 قمرى با آنكه محصول كم و قيمت غله زياد بود باز جمعى از متمكنين توانستند آردى تهيه نمايند . ولى تعداد آنها نسبت بگذشته بسيار كم شد و در نتيجه عدهء خانوادههائى كه نان از خارج ميخريدند چندين برابر گرديد و مصرف كنندگان نان بازار به رقم 25 هزار نفر رسيد .
در آن زمان جمعا 18 دكان نانوائى در اردبيل وجود داشت و چون بعضى از نانوايان هم مثل عمال دارائى از اين آب گلآلود درصدد ماهى گرفتن بودند جلوى دكانها ازدحام ميشد و چهبسا كه تمام افراد يك خانواده ، از صبح زود تا پاسى از شب رفته ، در جلوى دكان نانوائى التماس و خواهش ميكردند و شب بدون آنكه موفق بخريد قرص نانى شوند مأيوس برميگشتند . ما كسانى را شنيدهايم كه تمكن مالى براى خريد نان داشتهاند ولى چون موفق به خريدن آن نشدهاند از گرسنگى جان سپردهاند .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 361
مساهمون: بابا صفرى
ص٣٦١