نشود اينان بقوهء قهريه متوسل خواهند شد و مسئول عواقب آن نخواهند گرديد .
بلافاصله سواران فولادلو در شام اسبى ، كه گفتيم ديهى است در يك فرسخى شهر و بر سر راه سراب و اردبيل قرار دارد ، سنگربندى كردند .
امير السلطنه چندى در سراب ماند و سرانجام با مساعدت فرقهء دموكرات اردبيل و همراهى گروهى از سران طايفهء يورتچى ، شب 24 ذيحجه از راه سرعين ، وارد شهر شد و در خانهء امير ناصر امينى منزل نمود در حالى كه شهر بين دستجات سياسى تقسيم گرديده تلگرافخانه در تصرف دستهاى از سربازان و برخى از ادارات ديگر تحت نظر اتحاد اسلامىها بود . با ورود امير السلطنه ، دامنهء اختلاف بالا گرفت و هر دسته بتقويت نيروى خود قيام نمود . اكثريت سردمداران نيز با طرفدارى از يكى از طرفين ، جبههء فعاليت خود را مشخص گردانيدند و شهر در آستانهء يك جنگ داخلى قرار گرفت .
مرحوم محسنى مينويسد كه در اين موقعيت خطرناك او ( يعنى محسنى ) ، ميرزا بيوك آقا واهبزاده و بهلول وكيلباشى بيطرفى خود را حفظ كرده باصلاح بين دو دسته ميپرداختند و چون اتحاد اسلاميها از دستور ستاد مركزى جنگلىها در رشت پيروى ميكردند با تلگراف حضورى ، حاج شعبانعلى و امير عشاير خلخالى را ، كه آنزمان حاكم رشت بود ، متوجه وخامت اوضاع نموده صدور دستور ترك مخاصمه را خواستار شدند و آنانرا ، بخصوص متوجه قحطى و مجاعهء اردبيل كرده هرگونه اقدام جنگى را سبب محو ساكنين شهر توصيف نمودند .
كميتهء دموكراتها نيز متوجه سختى وضع گرديده ضمن مكتوبى به يكى از اعضاى خود مأموريت داد كه پيش امير السلطنه برود و او را در جريان اضطرابآور كارها بگذارد و پيشنهاد كند كه خود او از حكومت كنارهگيرى كند و به اين وضع ، كه عاقبت مبهمى دارد ، پايان دهد . رفتن بخانهء امير السلطنه كار مشكلى بود زيرا هوا بشدت سرد و زمين يخ بسته بود . بر بام بقعهء شيخ صفى الدين و ديگر نقاط مرتفع شهر نيز تفنگچيهاى طرفين كشيك ميدادند و عابرين بجان خود مصونيت كامل نداشتند بعلاوه در اطراف خانهء امير السلطنه عشاير يورتچى و كهنهفراشان حكومت پاس
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 353
مساهمون: بابا صفرى
ص٣٥٣