ميرزا فضل اللّه سليمى ناميده گرديد ، در آن عهد در اردبيل مدير مدرسه بود و از اعضاى مؤثر فرقه بشمار ميآمد . شادروان ميرزا بيوك آقا واهبزاده در ايام حيات خود ميگفت كه از طرف كميته گاهى من ( يعنى واهبزاده ) مأمور مذاكره و نصيحت با مخالفان ميشدم و سليمى مأمور تهديد و ارعاب . در مواردى كه لازم ميشد اقدامى به عمل آيد من و او باهم نزد طرف ميرفتيم ، من با صلح و نرمش و توضيح جوانب كار ، انجام امر را خواستار ميشدم و اگر طرف حاضر بقبول نميشد سليمى با سلاحى كه زير عبا در دست داشت او را تهديد مينمود .
دموكراتها در مجموع كارهاى مفيدى در شهر انجام دادند و مردم را نسبت به خود خوشبين ساختند اين بود كه در قحطىايكه پيش آمد مردم براى آسايش خود دخالت كميته را از حاكم تقاضا كردند و در نتيجه حاج سيد باقر سيدين ، ميرزا ابراهيم ارباب ، بهلول وكيلباشى از طرف كميته مأمور اين كار شدند و خدماتى نيز انجام دادند .
ولى خدمت مهم غيرمستقيم آنان بمردم اين شهر آن شد كه روسها از ترس آنها بدون درگيرى با مردم شهر را تخليه كردند .
بطوريكه در جاى ديگر هم اشاره كردهايم انقلاب بالشويكها در روسيه و سقوط امپراطورى آن كشور موجب از هم گسيختن آرتش روس گرديد و بىنظمى و بلاتكليفى بزرگى براى سپاهيان روس در ايران پيش آورد . انضباط آنها درهم شكست و مركز فرماندهى متزلزل گرديد . هر گروهى از آنها واحد مستقلى شدند و در شهرها دست بچپاول مال مردم زدند . اما در اردبيل چون از عكسالعمل دموكراتها ميترسيدند از راه دوستى با مردم درآمدند و حتى اعلاميهاى در اين مورد صادر كردند و خود را برادران و مهمانان اهالى قلمداد نمودند و بالاخره بدين طريق شهر را خالى كرده بعد از سالها بكشور خود بازگشتند .
پيدايش كميتهء مساوات و مبارزهء آن با فرقهء دموكرات
در آن ايام كه كميتهء دموكرات در اردبيل صاحب قدرت بود در بادكوبه جمعى از ايرانيان دست بايجاد فرقهاى در مقابل كمونيستها زدند و كميتهاى بنام مساوات ترتيب دادند و با سرعت زياد بتشكيل شعبات آن در شهرها ، بخصوص