تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
اعضاى مزبور غالبا افراد مبارزى بودند و در محيط فرتوت اردبيل شدت عمل بخرج ميدادند چنان كه دربارهء حاج مؤيد رئيس تلگراف و مدير التجار اقدام نمودند . حاج مؤيد كه در رأس ادارهء مهمى مثل تلگرافخانه نشسته بود ، گويا مرتكب اعمالى ميگشت كه بر خلاف آمال هيئت اجتماعيه بود . اين بود كه تجار اردبيل نسبت بتعويض او قيام كردند و نامه‌ها و شكوائيه‌هائى به تبريز و تهران فرستادند و چون نتيجه‌اى نگرفتند بكميته متوسل گشتند . كميته با يك ضرب الاجل بيست و چهار ساعته او را از شهر اخراج نمود . شادروان مدير التجار هم رئيس اصناف بود و اشراف و مستبدين در مواقع لازم او را وسيلهء تحريكاتى در شهر قرار داده براى آزاديخواهان تضييقاتى فراهم ميكردند . او نيز بدستور كميته به تبريز تبعيد گرديد و بعد از سه چهار ماه تلاش و كوشش سرانجام به خود كميته متوسل گشت و با سپردن تعهد داير به ترك رويهء گذشته باردبيل مراجعت نمود . در اين ايام بود كه اختلاف بين فيدار اوف ، فرمانده پادگان روسها در اردبيل با كنسول بالا گرفت و از طرف فرمانده كسى بنام « آبى » براى قتل امير تومان برانگيخته شد و چنان كه گفتيم آبى همسر او را كشت و خود امير را مجروح ساخت و گريخت . فرداى آن روز طرفداران فيدار اوف اين واقعه را بدموكراتها نسبت دادند و در شهر پراكنده ساختند كه آنها اقدام بقتل امير كرده‌اند . اين شايعه در اشراف مؤثر افتاد و آنانرا از كميتهء دموكراتها بيمناك گردانيد . بخصوص كه بفاصلهء چند روزى از اين حادثه ، جبار نام پسر حاج صفر على تبعهء روس نيز بقتل رسيد و آن هم از كارهاى انتقامجويانهء دموكراتها نسبت بروسها قلمداد شد . مستبدين بقدرى از اين اتفاقات بوحشت افتادند كه بقول محسنى بعضى از آنها شبها دو سه بار خوابگاه خود را عوض كردند . فرماندار و رؤساى ادارات هم همه از كميته حساب ميبردند و گفته‌هاى آنها را اجرا مينمودند . ميرزا فضل اللّه خان احمدزادهء - تبريزى ، كه بعدها در ادارهء فرهنگ تبريز رئيس حسابدارى و كفيل اداره شد و به
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 344 | بابا صفرى