سوءقصد نسبت بامير تومان و قتل همسر او
از حمله كسانى كه در اين اختلاف از كنسول جانبدارى ميكرد ميرزا عليخان امير تومان بود . ميرزا عليخان اصلا از قريه « هزاوهء » تفرش بود و در عهد ناصر الدين شاه با درجهء ميرپنجى بفرماندهى فوج اردبيل و مشگين برگزيده شده به اين شهر آمد و مدتى بعد بدرجهء امير تومانى ارتقاء يافت و سرانجام در اين شهر املاكى بدست آورده متوطن گرديد . او مرد نيكنفس و بىآزارى بود و در شدايد و سختيها به درد مردم مىخورد و غالبا در موقع تغيير حكومت بعنوان نايب الحكومه امور ولايت را اداره مينمود و گاهى نيز خود بحكمرانى منصوب ميگشت . فرزند بزرگ او بنام ميرزا حسينخان درجهء سرتيپى داشت ولى وى در سال 1328 قمرى ، كه پدرش در تهران بود درگذشت و مقام ميرپنجى او به پسر ديگر وى كه امير خان ناميده ميشد ، اعطا گرديد .
رشيد الملك ، كه در موقع فوت ميرزا حسين خان حاكم اردبيل بود ، بمناسبت دوستى صميمانهايكه محمد وليخان تنكابنى سپهدار اعظم و نخستوزير وقت با امير تومان داشت بتاريخ 23 محرم 1328 تلگرافى بوى مخابره نموده استدعا كرد كه اين خبر دردناك را بامير تومان اطلاع دهد و نيز منصب ميرپنجه را بامير خان فرزند ديگر امير اعطا نمايد .
امير خان اگرچه صاحب اين منصب شد و در اردبيل به مير پنج معروف گرديد ولى بدان اعتنائى نداشت زيرا در سلك رهروان طريقت درآمده در سلسلهء ذهبيه بتزكيهء نفس و تكميل معرفت پرداخت .
بارى فيدار اوف براى اينكه از مخالفان خود انتقام بگيرد « آبى » نامى را كه از رعاياى پيشين امير از قريهء « لابهء لار » بود و مدتى نيز در خانهء او نوكرى مىكرد وادار بقتل امير تومان نمود . آبى شبانه وارد خوابگاه امير شد و ابتدا همسر او را بقتل رسانيد و سپس بسراغ خود وى رفت . امير تومان با آنكه پيرمردى بود با حريف خود بستيز برخاست و در اين گيرودار سى و پنج زخم برداشته افتاد . قاتل بتصور آنكه كار او نيز تمام شده است فرار كرد و جسد نيمه جان ميرزا عليخان را در كنار كشتهء زنش بر جاى