از اينكه بار ديگر بمبارزه برنخيزند تنى چند از سران خود را بدولت ايران بسپارند .
با اين شرايط جنگ پايان يافت و سپاه تزارى نيز پس از ششماه معطلى و تحمل تلفات جانى و خسارات مالى بدان گردن نهاد .
چند نفر از سران عشاير نزد رشيد الملك آمدند و باتفاق وى به تبريز پيش والى رفتند . والى حاج صمد خان شجاع الدوله بود ، و چنان كه گفتهايم نوكر شماره يك براى روسيان بشمار ميآمد . او با اينان از در تدبير درآمد و در حق آنها نوازش كرد و پس از يك ماه اقامت آنانرا مرخص نموده بخانههاى خود بازگردانيد .
شكست و ناكامى روسها در اين جنگ موجب خفّت آنان در انظار مردم گشت و كنسول را سرافكنده نمود . او بجاى آنكه از اين پيشآمد بهره گيرد و بملاطفت با مردم رفتار نمايد برعكس بر شدت اقدامات خود افزود و به كارهاى نامناسبى دست زد چنان كه ميرزا عليخان امير تومان « 1 » را براى تبعيد ميرزا اسماعيل خان كارگزار تحت فشار گذاشت و نيز ميرزا احمد خان مستوفى منشى آن اداره را از كار بر كنار ساخت .
حال آنكه اينان مأموران رسمى دولت ايران بودند و دخالت كنسول در اين كارها دور از شئون سياسى و ادارى او ميبود . از طرفى اختلاف خود را با فيدار اوف نيز بيش از پيش گردانيد و چنان كه گفتهايم از او گزارشهاى تندى بپايتخت روسيه فرستاد .
اشراف اردبيل از اين اختلاف استفاده كرده جمعى جانب كنسول و گروهى اطراف فرمانده را گرفتند و بدست آنها هرچه خواستند كردند ولى اين وضع زياد طول نكشيد و فيدار اوف براى بازپرسى بتفليس احضار گرديد . او در اين سفر ، براى آنكه اقدامات خود را موجه سازد ، مرحوم وكيل الرعايا را ، كه از قديم خود و خانوادهاش نزد روسيان حرمتى داشتند ، و در اين اختلاف از فرمانده جانبدارى ميكرد ، با خود همراه برد و با مقدماتى كه فراهم كرد از كيفر و تعقيب رهائى يافته بفاصلهء بيست روز باردبيل مراجعت نمود و بر شدت خصومت خود با كنسول و طرفدارانش افزود .
هامش
( 1 ) - امير تومان در آن ايام نايب الحكومهء اردبيل بود .