به حال تعطيل درميآمد . خريد و فروش در حدود احتياج روزانه انجام ميگرفت و براى اين معاملات محدود ، فاصله بين ظهر تا غروب كافى بود . از اينرو بازار و دكانها معمولا تا ظهر بسته ميشد و سكنهء شهر در خانهها باستراحت مىپرداختند . بعد از نماز ظهر دكانها باز ميشد و يكى دو ساعت بعد اغلب دكاندارها تورى روى اجناس و جلوى دكان ميكشيدند و براى شنيدن سخنان وعاظ به مساجد ميرفتند .
شليك بيسابقهء آن روز ، كه در مساجد به گوش مردم رسيد ، نگرانى خاصى بوجود آورد زيرا تأسفا همواره اينچنين شليكها بدبختيهائى براى مردم اين شهر بدنبال خود ميآورد . چون تحقيق كردند معلوم گشت كه جنگ بينالملل اول شروع شده و قسمت عمدهء سپاهيان روس عازم جبههء جنگ مىباشد و اين شليك را براى اداى تشريفات نظامى به عمل آوردهاند .
در عهدى كه ايرانيان ، بخصوص ساكنين بلاديدهء اردبيل ، در درياى مصائب دستوپا ميزدند شروع جنگ نيز بلاى جديدى براى آنها بشمار ميآمد . بااينحال چنان كه گفتيم چون اين جنگ عليه دشمنان آنها و اشغالگران ايران ميبود وطندوستان شاد و مسرور گشتند ولى مستبدين و طرفداران سياستهاى خارجى در غم و اندوه فرورفته از عاقبت امر نگران شدند . دولت ايران رسما اعلام بيطرفى كرد ليكن آزاديخواهان قلبا از آلمان و تركيه و متحدين آنها طرفدارى مينمودند و فتح آنها و يارانشان را آرزو ميكردند .
در اردبيل نيز كسانى بدين منظور قيام كردند و براى پيروزى دول متحد ، باقداماتى دست زدند و يكى از آنها حاج شعبانعلى معمار بود . حاج شعبانعلى اصلا اهل زنجان بود و چون در معمارى شايستگى داشت براى ساختن قسمتى از گنبدهاى بازار باردبيل آمده متوطن گشته بود . پيشينيان او را مرد دلير و كاردانى ميگفتند كه با آزاديخواهان همكارى ميكرد و چون شخص بىباك و با دل و جرئتى بود به كارهاى پر - مخاطره دست ميزد و عاقبت هم جان خود را در اين راه از دست داد . او خود مرد آزاديخواهى بود ولى برخى معتقدند كه گرفتاريهاى عليخان رضازاده برادر او محرك وى در اين كارها بوده است . اين گرفتارى در نتيجهء اقدامات
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: بابا صفرى
ص٣٣٦