نيز به زحمت انداختند .
رشيد الملك حاكم اردبيل براى سركوبى آنان بتشكيل اردوئى پرداخت و با سواران رشيد الممالك خلخالى و جمعى سرباز عازم مشگين گرديد ولى در برخورد اوليه ، از عشاير شكست خورده فرار نموده و تمام مهمات قشون ، حتى لباس رسمى و نشان و شمشير تشريفاتى و سردوشىهاى خود رشيد الملك ، كه مقام امير نويانى لشگرى داشت نيز بدست آنها افتاد « 1 » . شايعهء قتل رشيد الملك در شهر انتشار يافت ولى بعد خبر رسيد كه او لخت و برهنه بقريهء نيار آمده و شبانه بقلعه وارد شده است .
خبر شكست اردوى دولتى از عشاير ، بار ديگر موجب وحشت مردم گرديد و ياد غارت خانمان برانداز گذشته را در خاطرها زنده گردانيد . بازار و دكانها بسته شد و كسبه و تجار براى انتقال اجناس و اثاثيهء خود به جاهاى امنى ، بتلاش و كوشش برخاستند . درعينحال همان شب جمع كثيرى در تلگرافخانه گرد آمده از تهران و تبريز استمداد نمودند .
رشيد الملك چون احساس كرد كه بر اثر شكست از عشاير آبرو و حيثيت خود را در شهر و در نظر حكومت مركزى از دست داده است به ترتيب اردوى ديگرى پرداخت و علاوهبر سواران سابق ، عشاير فولادلو را نيز ضميمهء ستون خود گردانيده به راه افتاد و پس از دو ماه صفآرائى در مقابل آنها ، كه بيك سلسله تيراندازيهاى هوائى اكتفا ميشد ، در يك برخورد جنگى باز شكست خورده از راه اهر به تبريز فرار كرد .
از نوشتههاى موجود چنين استنباط مىشود كه اين جنگها و شكستها مصلحتى بوده و احيانا براى آن صورت گرفته است كه مهمات دولتى تسليم عشاير گردد و آنها را ، كه با عمال محمد عليشاه در ارتباط بودهاند ، و ما در جاى خود بدان اشاره كردهايم براى اقدامات بعدى مجهز گرداند . اين موضوع را مرحوم محسنى نيز بيان كرده يادآور شده است كه رشيد الملك و رشيد الممالك در باطن با اشرار متفق بودهاند .
هامش
( 1 ) - در دورهء قاجار عناوين ميرپنجه ، امير تومان و امير نويان از مقامات عالى لشگرى بشمار ميآمد و گويا معادل سرتيپ ، سرلشگر و سپهبد امروزى بود .