تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
كه خود دمكراتها در انتشار آن تعمد داشتند و آن را نتيجهء تلاش انجمن ولايتى قلمداد ميكردند و غيرمستقيم اعضاى آن را تهديد مينمودند . انجمنيان نيز بيكار نبودند و جمعى از اوباش را عليه اينها تحريك ميكردند و بوسيلهء كسان ديگرى درصدد ايجاد اختلاف بين آزاديخواهان بودند . ولى اينها استقامت كردند و با حفظ اتحاد خود مراتب را ضمن تلگرامى بعنوان سپهدار اعظم كه رئيس دولت بود ، نوشتند و چون مخابرهء آن از اردبيل ممكن نبود ، بوسيلهء پيكى به كرگرى ( كرگانرود ) فرستادند و از آنجا به تهران مخابره كردند . روز سوم تلگرامى از سپهدار به رشيد الملك رسيد و در آن هرگونه تعرض بآزاديخواهان در حكم بركنارى وى از حكومت اعلام گرديد .

تحريك كنسول روس عليه آزاديخواهان

اعضاى انجمن ولايتى حاكم را براى اجراى دستور والى و تبعيد دموكراتها تحت فشار گذاشتند ولى چون از تلگرام سپهدار آگاهى يافتند از دولت ايران مأيوس گشتند و اينبار كنسول روس را عليه آنها تحريك كردند و جنگ حسينعلى خان گالش را نتيجهء تحريكات اينها قلمداد نمودند . اين بود كه روسها دست بايذاء و آزار اينان گشودند و بموازات آن تضييقاتى نيز براى ديگران فراهم كردند . روسها كه با ورود سپاهيان قفقاز دامنهء خودكامگى را در شهر توسعه داده بودند هرچه ميخواستند ميكردند . كارگزار و رئيس نظميه با نظر و سفارش آنها انتخاب مىشد و گزارش امور را نيز بدانها ميداد . علاوه‌بر آن خود نيز شهربانى ديگرى ترتيب داده و افسرى از قزاقها را بر آن گماشته بودند و آن را براى اجراى كاپيتولاسيون لازم ميشمردند . خانهء حاج محمد جعفر را در اوچدكان ، كه از زيباترين خانه‌هاى آن روز اردبيل بود ، اشغال كرده محل خوشگذرانى افسران قرار دادند و ببهانهء تأمين آزادى آنها ، شبها مأمورينى در شهر براى گشت گماردند و حكومت را عملا در دست داشتند . از اينرو مردم اول غروب بخانه‌هاى خود بازميگشتند و شبها هم بيرون نميآمدند . با اين واقعه براى آزاديخواهان ، كه سابقا آزادى عمل داشتند تضييقاتى فراهم